دختر زیبای ایرانی که در هند بازیگری و مدلینگ می کند+تصاویر

|
7 دیدگاه
bm2esucq

یکی از بازیگران و مدلهای موفق ایرانی در هندوستان ، ماندانا کریمی دختر زیبای ایرانی و هندی است که  در آگهی‌های زیادی در کنار شاهرخ خان و شاهد کاپور حضور دارد، ماندانا کریمی مدل ایرانی در سینمای هند است.این دختر زیبا و مشهور  در ایران، وقتی ۷ سالش بود، فیلم شعله را می‌بیند و عاشق فیلم‌های مجید مجیدی و گلشیفته فراهانی است.

پدربزرگ ماندانا کریمی اهل هند بوده و به همین خاطر، زبان هندی را می‌فهمید. او مدتی هم میهماندار هواپیما بوده ولی از سال ۲۰۱۰ وارد صنعت مد می‌شود.ماندانا کریمی مدل و بازیگر سرشناس ایرانی است که در کشور هند به شهرت و محبوبیت زیادی رسیده است.

منیژه کریمی دختر ایرانی است که این روزها در هند به شهرت رسیده است. منیژه که با نام ماندانا کریمی شناخته می شود در سال ۱۹۸۸ در تهران بدنیا آمد.پدر او رضا کریمی یک هندی الاصل و مادرش صبا کریمی یک زن ایرانی بود.

عکسهای

ماندانا در مصاحبه ای اعلام کرده بود که در کودکی برای دیدن اقوام پدری اش بسیار به هند سفر می کرده و زمانی که وارد حرفه مدلینگ می شود پیشنهادات زیادی برای کار در این کشور داشته است.

عکسهای

ماندانا و هنرمند بالیوودی

ماندانا کریمی از سال ۲۰۱۰ فعالیت خود را به عنوان مدل آغاز می کند و به مدت سه ماه برای انجام پروژه ای به هند می رود و همزمان با شرکت های مختلفی در زمینه مد در سراسر دنیا همکاری می کند.

او سرانجام در سال ۲۰۱۳ تصمیم می گیرد که بطور کامل به هند مهاجرت کرده و به عنوان بازیگر فعالیت خود را آغاز کند.او در فیلم های زیادی بازی کرده از جمله Bhaag Johnny و … اما بیشتر فعالیت های ماندانا مربوط به حضور در تبلیغات تلویزیونی است که در کنار شاهرخ خان, سیف علی خان, کارینا کاپور و … نقش آفرینی کرده است.در هند ماندانا را با کاترینا کایف بازیگر هندی-انگلیسی مقایسه می کنند و معتقدند که ماندانا به مانند کاترینا به موفقیت خواهد رسید.

عکسهای

ماندانا در سمت راست و کاترینا در سمت چپ

4 پسندیده شده
از این نویسنده

7 دیدگاه

توسط: ارش

ااینها مایه ی ننگ ایران هستند نه افتخار. چرا این مفاسد رو تبلیغ میکنید؟

    توسط: علی کریمی

    افتخار ایران…..

    توسط: آرش دانشجو

    زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد.اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی.گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت : تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد.گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

    شیخی به زنی فاحشه گفتا

    :مستی هر لحظه به آغوش یكی پیوســـــتی

    گفــــتا كه من آنچه می نمایم هستم

    آیا تو چنان چه می نمایی هســـتی؟!

توسط: Saeed

بازی در فیلم های اینها که مستلزم لمس بدن زنان هست و مدلینگ و بازی در تبلیغات که فروش زیبایی بدن و ظاهر زنان هست تحقیر زنان و سرشکستگی برای خانواده و ایران هست و نه افتخار ….چرا دارین این اعمال ننگین رو عادی جلوه میدین؟ ..این زن یعنی مسلمان هست ؟!

توسط: آرش دانشجو

در كتاب اسرار التوحيد مطلبي به شرح زير آمده كه قابل تامل وشنيدني است:

شیخ ما گفت که وحی آمد به موسی علیه السلام که بنی اسرائیل را بگوی که بهترین کسی اختیار کند. صد کس اختیار کردند. وحی آمد که ازین صد کس بهترین اختیار کند، ده کس اختیار کردند. وحی آمد که ازین ده، سه اختیار کنید. سه کس اختیار کردند. وحی آمد که ازین سه کس، بهترین اختیار کنید. یکی اختیار کردند. وحی آمد که این یگانه را بگویید تا بدترین, بنی اسرائیل را بیاورد. او چهار روز مهلت خواست و گرد, عالم می گشت که کسی طلب کند. روز چهارم به کویی فرو می شد. مردی را دید که به فساد و ناشایستگی معروف بود، و انواع, فسق و فجور درو موجود، چنان که انگشت نمای گشته بود.

خواست که او را ببرد، اندیشه ای به دلش درآمد که بظاهر حکم نباید کرد، روا بود که او را قدری و پایگاهی بود، به قول مردمان خطی به وی فرو نتوان کشید، و به این که مرا خلق اختیار کردند که بهترین خلقی، غره نتوان گشت. چون هرچه کنم بگمان خواهد بود این گمان در حق خویش برم بهتر.

دستار در گردن, خویش انداخت و به نزد, موسی آمد و گفت هر چند نگاه کردم هیچ کس را بدتر از خود ندیدم. وحی آمد به موسی که آن مرد بهترین ایشان است نه به آن که طاعت, او بیش است بلکه به آن که خویشتن را بدترین دانست.

البته روايت ديگري از اين موضوع بشرح زير نيز ورد زبانها است:

خداوند روزي به حضرت موسي فرمود: برو بدترين بنده مرا بياور .موسي رفت يكي از گناهكارهاي درجه يك را پيدا كرد ووقتي ميخواست با خود ببرد،گفت نكند يك موقع اين آدم توبه كرده باشد ومن فكر كنم كه اين بنده ي گناهكار مي باشد رهايش كرد.

رفت دزدي را گرفت تاببرد نزد خود گفت نكند نكند اين بنده خاص خدا باشد وتوبه كرده باشد وخدا او را بخشيده باشد ولش كرد.

هر كسي را مي گرفت با چنين فرضيات وداوريهائي آزادش مي نمود.

بالاخره سگي را گرفت وگفت بدتر از اين كه ريگر نداريم ،رفت ميانه ي راه رهايش كرد وگفت شايد در عالم سگي بودنش كاري كرده باشد ؛مآلآ دست خالي پيش خدا رفت.

خدا گفت:اي موسي دست خالي آمدي؟

موسي گفت: هرچه گشتم بدتر از خودم پيدا نكردم.

خدا گفت: اي موسي هر آئينه اگر غير از اين كرده بودي از پيغمبري عزل ميشدي!(۲)

حضرت امير خطاب به مالك اشتر فرموده اند :اي مالك اگر در آغاز شب گناهكاري را ديدي در صبح وفرداي آن شب آن شخص را به چشم گناهكار منگر شايد توبه كرده باشد.(۳)

اندیشمندی گفته است:”هر قديسي گذشته اي داردوهر گناهكاري آينده ايِ شايد آن قديس روزي گناهكار وآن گناهكار روزي قديس شد.(۴)

حضرت مولانا فرموده است:

هيچ كافر را به خواري منگريد

كه مسلمان مردنش باشد اميد

چه خبر داري زختم كار او

تا نگرداني از او يكباره رو

مولانا هيچ وقت وصل به حضرت ربوبي را منقطع نمي داند واز همين رو مي گويد :

تو مگو مارا بدان شه راه نيست

با كريمان كارها دشوار نيست

وانسان را اميدوار به رحمت ومغفرت واسعه حضرت حق مي نمايد.بوده اند متفكريني كه تغيير آيين ومذهب داده ودست آخر خداپرست ومومن از دنيا كوچيده اند.

توسط: دانشجوی پزشکی

روحانی مچکریم!خخخخ

توسط: دانشجوی پزشکی

بدبخت:مقصر دولت قبله!

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره قرمز مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.