فرزندان قربانی زیاده‌خواهی‌های والدین

|
0 دیدگاه

«تابستان داغ» فیلمی که قرار است نقدی بر وضعیت خانواده‌های طبقه نسبتا مرفه و اغلب شاغل باشد که فرزندان قربانی‌ زیاده‌خواهی و حتی به عبارتی منیت‌های والدین می‌شوند.

«تابستان داغ» فیلمی که قرار است نقدی بر وضعیت خانواده‌های طبقه نسبتا مرفه و اغلب شاغل باشد که فرزندان قربانی‌ زیاده‌خواهی و حتی به عبارتی منیت‌های والدین می‌شوند. هر چند این وضع در این فیلم در مورد طبقه پایین نیز دیده می‌‌شود ولی بارها با دیالوگ‌های مینا ساداتی این مسئله منتقل می‌شود که این همه سال تحصیل نکرده که خانه‌نشین باشد و بچه بزرگ کند!

کارگردان برای تشریح این وضعیت مقدمه‌ای نسبتا طولانی را ارائه می‌کند تا توجیه پذیرش نگهداری «پرهام» را در ذهن بیننده جا انداخته باشد. «نسرین» با بازی «پری‌ناز ایزدیار» که با شوهرش(با بازی صابر ابر در نقش فرهاد) مشکل دارد و برای فرار از این مشکل محل سکونت را بی سر و صدا عوض کرده و خود در مهدکودک یک بیمارستان مشغول به کار شده تا بتواند امورات خود، دختر و برادرش را بگذراند. اما این مقدمه به تعبیری در نقش توصیف موقعیت خانواده‌ها بسیار مفید است و بیننده بهتر در فضای آنها قرار می‌گیرد.

اما در هیمن فیلم با خانواده‌ای روبرو هستیم که زن و مرد هر دو پزشک هستند و برای ادامه فعالیت زن نیاز دارد تا پرستاری پیدا کند تا بچه را به او بسپارد که در این رفت و برگشت‌ها با نسرین روبرو می‌شود و با وجود موانعی که محل کار برای او قرار داده و تهدیدهای آقای دکتر حاضر می‌شود سه روز «پرهام» را به خانه ببرد.

فیلم سینمای «تابستان داغ» که ابراهیم ایرج‌زاد آن را کارگردانی کرده را باید در پرداخت اثر موفقی بر شمرد. اثری که می‌تواند بیننده را روی صندلی‌های سینما نگه دارد و خسته نشود. موقعیت‌هایی که در فیلم خلق شده و گره‌هایی که در طول فیلم انداخته می‌‌شود سبب شده، بیننده پیوسته در انتظار رو شدن اتفاق تازه‌ای در فیلم باشد تا جایی که خود نیز به حدس و گمان پناه می‌برد و حتی «فرهاد» با بازی صابر ابر را متهم اصلی ماجرا می‌داند در صورتی که در ادامه این فرضیه رد می‌‌شود و این نشان می‌دهد که فیلم می‌تواند مخاطب را به واکنش برانگیزاند.

اگر به «تابستان داغ» از منظر نقد اجتماعی بنگریم باید این فیلم را در این عرصه نیز موفق بدانیم. در این فیلم پدر و مادری که می‌خواهند حضور به ظاهر اجتماعی داشته باشند فرزند خود را قربانی زیاده‌خواهی می‌کنند و حتی از مرگ او به نوعی می‌گذرند و دنبال ماجرای کشته شدن پسر خود را نمی‌گیرند.

شاید این فیلم بیننده را یاد فیلم سینمایی «ملبورن» بیاندازد ولی باید آن را نمونه موفق ملبورن دانست، حتی خانواده نسرین بر خلاف فیلم ملبورن واقعیت را نمی‌پوشانند و اصل موضوع را به آقای دکتر (با بازی علی مصفا) اعلام می‌کنند.

اتفاقات در این فیلم منطقی بوده و کمتر اتفاقی غیر منطقی است و بیننده با روایت غیر منطقی روبرو نمی‌شود، تصاویر و نماها بیننده را ترغیب به تماشا می‌کند و بازی‌ها بسیار طبیعی و باروپذیر از کار در آمده است هرچند پری‌ناز ایزدیار می‌رود تا تبدیل به تیپ شخصیت زنان ستم‌کش و ستم‌دیده شود ولی باز هم بازی خوبی از خود نشان داد.

 

0 پسندیده شده
روزنامه آسیا اپراتور دوم
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره قرمز مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.