مونولوگ های مهم پیر دانا با چاشنی صدای مونو

|
0 دیدگاه

خانه دیگری، نه فقیر را به درستی نشان می دهد و نه جامعه فقر زده را و نه زن روشنفکر را و نه پیر دانای با تدبیر را. همه این نواقص در رویدادهایی بدون جذابیت دراماتیک در فیلمی روایت می شود که سعی کرده است به “ابد رو یک روز” نزدیک شود.

فیلم خانه دیگری با این سکانس آغاز می شود: زن جوانی سوار بر یک ماشین پشت یک چراغ قرمز، در حالیکه با تلفن درباره مراحل چاپ کتاب آخرش صحبت می کند، با زنی میانسال و مستمند روبرو می شود که از او درخواست پول می کند. زن جوان با سبز شدن چراغ، نه تنها به راه خودش ادامه نمی دهد، بلکه در سمت دیگر چهاراره، ترمز می کند. به زن میانسال کمک می کند و آماده می شود که برود. اما بلافاصله زن میانسال به محل قبلی اش می دود و از یک راننده دیگر درخواست کمک می کند. زن جوان متوجه می شود که فریب خورده است اما بدون اینکه اعتراضی بکند، به راه خودش ادامه می دهد. چون انگار می داند که این زن میانسال قطعا نیازمند است و اگرچه شاید دروغ می گوید اما این دروغگویی تکراری و چندباره او، از سر نیازمندی و فقر و بدبختی است و نه شیادی.

این سکانس، چکیده فیلم خانه دیگری است و ای کاش فیلم، همین جا و با پایان این سکانس، تمام می شد تا به جای تماشای یک فیلم بلند با قصه ای کوتاه و بدون کشش دراماتیک از یک سو و زندگی شخصیت هایی با روابط انسانی غیر ملموس از سوی دیگر و به علاوه همه این ها، پند و نصیحت ها و مونولوگ های خسته کننده و آن هم با لحن اضافی و بازی تیپیکال و غیر سمپات ناصر هاشمی، شاهد یک فیلم کوتاه می بودیم.

شخصیت اصلی فیلم، زنی جوان و نویسنده است. زنی که زندگی شخصی اش در کنار همسرش دچار مشکل و یکنتواختی شده است. همسری که در ابتدای فیلم، شغلش در رابطه با برگزاری سمینار مطرح می شود و در ادامه متوجه می شویم شغلش ساختمان سازی است. در طول فیلم به هیچ وجه ویژگی هایی که یک نویسنده می تواند داشته باشد، در شخصیت پردازی و رویدادهای فیلم در زندگی زن جوان دیده نمی شود. او با اینکه خانه را چند بار تمیز می کند و در هر فرصتی برای خانواده فقیری که در کنار پدرش و در خانه او زندگی می کنند لباس می برد، اما حتی یک بار دست به قلم نمی برد و نمی نویسد. آیا نوشتنش نمی آید؟ چرا؟ چه مرگش می تواند باشد؟ نمی فهمیم. از همه این ها بدتر، تازه در انتهای فیلم متوجه می شویم او یک نویسنده کودک است و کتاب های کمیک می نویسد. با توجه به اینکه نویسنده کودک بودن، ویژگی های شخصیتی خاص خودش را می طلبد، رونمایی یکباره فیلمساز از کتاب او در پایان فیلم، بیشتر از اینکه جالب توجه و احساس برانگیز باشد، خنده دار و غیر واقعی است.

این زن جوان پدری دارد که به تازگی به ایران بازگشته و دلش می خواسته در کشور خودش و در خانه قدیمی که سال ها پیش آنجا بوده است، زندگی کند. پیرمردی که در ابتدای فیلم کمی هم زیرک می نماید و خانواده فقیر – که هنوز رابطه آن ها با این پیرمرد در ابتدا مشخص نشده و حتی در پایان هم نمی فهمیم این خانواده فقیر از کجا سر و کله شان پیدا شده و بر حسب چه اعتمادی در کنار پیرمرد زندگی می کنند – از او به عنوان یک مذاکره کننده متبحر در مقابل پیرزنی استفاده می کنند که پسرشان با موتور، با او تصادف کرده و به همین خاطر در زندان است. پیرمرد هم با تدبیر و امید فراوان، و با کیاستی که از یک پیر دانا بر می آید، مذاکره را برد-برد به نفع هردو طرف به پایان می رساند.

این فقط شروع نمایشی از یک شخصیت پردازی ضعیف و روابطی کاملا غیرملموس از زندگی یک خانواده فقیر در کنار پیرمردی است که دستش به دهنش می رسد. اما نسبت این پیرمرد با این خانواده نه در ابتدا، نه در میانه و نه تا پایان فیلم مشخص نمی شود و تماشاچی باید از خودش بپرسد، این زن جوان که می خواهد به سفارش این پیر دانای با تدبیر گوش کند و به این خانواده ی فقیری کمک کند که هم از خانه آنها استفاده می کنند و هم لباس های آنها را می پوفشند و هم پول هایشان را از این پدر و دختر پنهان می کنند و از اول تا سکانس یکی مانده به آخر می زنند و می رقصند، چرا به جای این همه کش و قوس و دعوا و مرافعه بی دلیل، ماشینش را نمی فروشد؟

خانه دیگری، نه فقیر را به درستی نشان می دهد و نه جامعه فقر زده را و نه زن روشنفکر را و نه پیر دانای با تدبیر را. همه این نواقص در رویدادهایی بدون جذابیت دراماتیک در فیلمی روایت می شود که سعی کرده است به “ابد رو یک روز” نزدیک شود.

پس از جشنواره فجر در سال ۸۷، سینمای ایران به مدت ۳-۴ سال “درباره الی” زده شده بود و حالا به نظر می رسد سینمای ایران در یکی دوسال آینده، “ابد و یک روز” زده باشد.

 

0 پسندیده شده
روزنامه آسیا اپراتور دوم
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره قرمز مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.