گفت‌وگوهای تنهایی سه زن از خاورمیانه در تئاتر فجر

|
0 دیدگاه

نمایش «نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه» سه مونولوگ جداگانه از سه زن است که هر یک به طریقی درگیر جنگ و معضلات ناشی از آن شده‌اند.

نمایش «نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه» به نویسندگی کیومرث مرادی و پوریا آذربایجانی و کارگردانی کیومرث مرادی شب گذشته در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت.

این نمایش با بازی سه هنرمند هانیه توسلی، طناز طباطبایی و پانته‌آ پناهی‌ها اجرا شد.

گروه موسیقی این نمایش پریسا کاشفى (نوازنده سازهاى زهى)، تارا موسویان (سازهای کوبه‌ای)، سحر عباسی (چنگ) ومهسا اقبالى (همخوان) بودند.

هانیه توسلی،طناز طباطبایی و پانته‌آ پناهی‌ها به ترتیب ورود به صحنه آذر ماه به صحنه تماشاخانه پالیز رفتند که اکنون نیز در جشنواره فجر حضور یافتند.

این نمایش به صورت سه مونولوگ جداگانه از سوی سه زن روایت می‌شود. نخستین زن هانیه توسلی است یک زن آمریکایی که همسرش برای جنگ به عراق آمده و بعد از مدتی که از نامه نگاری‌هایشان می‌گذرد و دیگر خبری از او نمی‌شود، وی در خواب می‌بیند که باید به عراق و سراغ فردی برود که خبری از شوهرش پیدا کند.

برای یافتن همسرش به عراق می‌آید و متوجه می‌شود که وی کشته شده است و لباس‌هایش را از فردی که در خواب دیده و او را پیدا کرده است در عراق تحویل می‌گیرد.

در وسایل‌های همسرش دفترچه خاطرات و عکس‌هایشان نیز دیده می‌شود که بسیار زن را متأثر و ناراحت و گریان می‌کند. وی به شدت به همسرش علاقه مند بوده و از این اتفاق ناراحت است.

اپیزود دوم درباره زنی به نام جمیله است که پدرش توسط دشمنان کشته شده و برادرش نیز در جنگ عراق و کویت کشته شده است. خودش نیز پس از مرگ مادرش دیگر چیزی ندارد که در عراق بماند، به انگلستان مهاجرت می‌کند اما در لندن مدارک و پولش را از او می‌دزدند و وی در اداره پلیس نمی‌تواند هویتش را اثبات کند.

وی هر چه به زبان عربی صحبت می‌کند کسی نمی‌فهمد انگلیسی‌اش نیز دست و پا شکسته است به همین دلیل نمی‌تواند با کسی ارتباط خوبی برقرار کند. همه او را یک خارجی بی هویت می‌دانند و حرف‌هایش را باور نمی‌کنند.

اپیزود سوم درباره زنی است که در مزار شریف زندگی می‌کند وی هنرپیشه است اما او را با اسید نابینا کرده‌اند وی در نقش سه زن در مزارشریف ایفای نقش می‌کند، در واقع خود هنرپیشه که نابینا شده و دو دوست دیگر ـ طاهره و افسانه ـ که آنها هم نابینا شده‌اند.

وی در این مونولوگ از زبان سه زن صحبت می‌کند در نقش خودش می‌گوید که می‌تواند نورهایی را ببیند چند بار عمل می‌شود اما هنوز هم نابینا است و تنها به نور اندک حساسیت نشان می‌دهد.

هر یک از این زنان مشکلات ناشی از جنگ، مهاجرت و دوری از خانواده را به نوعی تجربه می‌کنند و با اجرایی قوی می‌توانند دقایق زیادی مخاطب را به تنهایی سرگرم کرده و در ملودرامی فرو ببرند که واقعیت زندگی خیلی از مردم دنیا است.

جنگ، مهاجرت، کشته شدن، دوری، غربت و خیلی معضلات دیگر این روزها دامن مردم دنیا را گرفته است.

نکته جالب بعد از هر بخش از اجرای هنرمندان یک عاشقانه توسط گوینده‌ای در صحنه شنیده می‌شود.

در بخش اجرای پانته‌آ پناهی ها نیز یک چشم بند به تماشاگران تحویل داده شده و پناهی‌ها از مخاطبان می‌خواهد که آن را چند دقیقه‌ای بر چشم بزنند تا شاید بتوانند شرایط نابینایی را لمس کنند. وی با طنزی ظریف از مخاطبان می‌خواهد که نگاه نکنند و چشم بند را بر چشم داشته باشند در واقع با همین چشم بند بدون نگاه کردن هم این اجرا برای مخاطبان جذاب است چرا که زیبایی شنوایی کار بر بصری آن می‌چربد.

کارگردان این نمایش در پایان این اثر را تقدیم به همه زنان و مادران ایرانی می‌کند که زحمات زیادی را برای ما کشیده‌اند.

وی نمایش «نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه» در این اجرا را پنجاه و چهارمین اجرای این نمایش به شمار می‌آورد. وی از مخاطبان تشکر میکند که از تئاتر را در سبد اقتصادی‌شان قرار داده‌اند و از هنرمندان حمایت می‌کنند.

این نمایش چنان با استقبال علاقه مندان در فجر روبه رو شد که علاوه بر پر شدن صندلی‌ها تمام جاهای خالی سالن تا سه ردیف جلوی سن نمایش انبوهی از جمعیت نشسته بودند.

 

0 پسندیده شده
روزنامه آسیا اپراتور دوم
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره قرمز مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.