جهانسیاست

چین را باید نزدیک به روسیه ارزیابی کرد

سفیر سابق ایران در چین، رفتار این کشور درباره سوریه را حاکی از علاقه به حضور دانست تا پیگیری سیاستی ویژه وعملی و گفت: با توجه به شرایط حاکم بر جهان، چین را باید نزدیک به روسیه ارزیابی کرد.

«شی جین پینگ» رئیس جمهوری چین اخیرا در اظهارنظری بی سابقه که کارشناسان آن را نقطه مقابل سیاست های دولت ترامپ می دانند، از ایجاد «نظم نوین جهانی» و رهبری آن توسط کشورش سخن به میان آورده و گفته است در شرایطی که جهان در مسیر چند قطبی شدن، جهانی شدن و آزادتر شدن روابط تجاری قرار گرفته،چین باید هدایت جهان به سوی یک نظم نوین را بر عهده گرفته و ضامن امنیت بین المللی باشد.
رییس جمهوری خلق چین درهمایش کمیسیون امنیت ملی کشور با تاکید بر اینکه دنیا به یک نظم منطقی نوین نیاز دارد گفته است باید کشورهای دیگر از طرف چین به سمت حفاظت از امنیت بین المللی و شکل دادن این نظم هدایت شوند.
اینکه این اظهارات در چه شرایطی بیان شده است و آیا چین ابزارهای لازم برای تحقق بخشیدن به چنین ادعایی را دارد، خط مشی چین در عرصه سیاست جهانی و منطقه خاورمیانه سوالاتی است که با حسین ملائک سفیر سابق ایران در چین و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در میان گذاشته ایم.
سفیر سابق ایران در چین بر این باور است که بحران مالی ۲۰۰۸ مهمترین عامل تغییر توازن قدرت اقتصادی چین و آمریکاست که چین به طرز باور نکردنی و بدون هیچ گونه صدمه ای از این بحران ها عبور کرد و وضعیتی ایجاد شد که چین در عرصه رقابت اقتصادی با آمریکا ۱۵ سال جلو افتاد. با این حال وی اعتقاد دارد چین از نظر قدرت نرم و ارائه مدل مطلوبتر و آزادتر نسبت به جوامع غربی کاستی های زیادی دارد.

چندی پیش رییس جمهوری چین از آمادگی کشورش برای ایجاد نظم نوین جهانی سخن گفته است .چه اتفاقی در عرصه بین الملل رخ داده که رییس جمهوری چین چنین اظهاراتی کرده است؟
ملائک: آمریکا حتی تا اواخر دولت اوباما در حال مقابله با تبعات بحران مالی سال ۲۰۰۸ این کشور بود . این بحران که در واقع بعد از بحران مالی آسیا ۱۹۹۷ با حمله القاعده به برج های تجاری نیویورک در سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد ومتعاقبا با واکنش آمریکا در لشکر کشی به افغانستان و عراق ادامه یافت، مهمترین عامل در تغییر توازن قدرت اقتصادی چین و آمریکا می باشد.
چین به طرز باور نکردنی تقریبا بدون هیچ گونه صدمه ای از این بحران ها عبور کرد درحالی که آمریکا و تقریبا تمام کشورهایی که با دلار سیاسی رابطه داشتند، صدمات جدی خوردند. این وضعیت در برنامه های اقتصادی چین تاثیر اساسی داشت و عملا این کشور را در رقابت با آمریکا چیزی حدود ۱۵ سال جلو انداخت .
چینی ها که در برنامه های اقتصادی خود سال های ۲۰۲۵ به بعد را سال هایی قلمداد می کردند که اقتصاد آن کشور خود را به سطح اقتصاد های بزرگ جهان می رساند، ناگهان با تحقق این هدف در سال ۲۰۱۳ مواجه شدند. این سرعت رو به رشد در مقابل رقیبی که صدمات جدی مالی خورده پتانسیل مضاعفی بوجود آورد و چین را وادار کرد که آنچه را که باید ۲۰ سال بعد می گفت، یعنی آمادگی رهبری در کلاس جهانی را زودتر بگوید .
سخنان آقای شی جین پین در داووس در فوریه گذشته و اشاره به نظام نوین جهانی که در آن دیگر چین می تواند برخی از شرایط و مقررات را نیز دیکته کند، حاکی از این تحولات است. البته چینی ها از نظم لیبرال حاکم بر جهان و تمام موسسات مربوطه آن همچون سازمان ملل تاکنون بیشترین استفاده را کرده و به نظر می رسد که به مقدار زیادی نیز به آن وابسته و متعهد باقی خواهند ماند .

به زعم تلاش های آمریکایی ها برای تحکیم مبانی نظری جهان تک قطبی،بسیاری از سیاستمداران و کارشناسان دوره فعلی، عرصه روابط بین الملل را دوره گذار می دانند شما عرصه روابط بین الملل را چگونه و به چه سمتی می بینید؟
ملائک: آمریکا درحفظ نظام تک قطبی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نه تنها نتوانست از نظر تئوریک کار اساسی کند بلکه در عمل نیز با لجام گسیختگی و اعمال فشار بیشتر بر روسیه جهت تجزیه بخش های دیگری از آن کشور و نیز بی تعهدی بین المللی در حل مشکلات اساسی جهان از جمله فلسطین و اسراییل و حتی در نهادن نام ایران در ‘ محور شرارت ‘ باعث بروز واکنش های سیاسی زیادی شد و از قدرت آن کشور برای حل مسائل جهانی به شدت کاست. بطوری که در زمان ریاست اوباما محوری ترین سیاست آمریکا جلب ائتلاف بین المللی و مشارکت دیگران برای حل مسائل بود.
حتما نظام تک قطبی مورد نظر آمریکایی ها با واقعیت فاصله زیادی دارد؛ با این حال آمریکا تا سال های آینده از نظر نظامی و اقتصادی قدرت اول جهان باقی خواهند ماند.

آیا چین ابزارهای لازم برای رهبری نظم نوین جهان را در اختیار دارد؟ آمریکا در سال های گذشته از توان نظامی خود بارها در عرصه بین الملل استفاده کرده است آیا چین می تواند چنین سیاستی را در پیش بگیرد.آن هم در شرایطی که یکی از کانون های تنش چین و آمریکا درست در مرزهای جنوبی این کشور است؟
ملائک: الگوی جهانی فقط تابع قدرت اقتصادی و یا نظامی نیست. چین هنوز از نظر قدرت نرم و ارائه جامعه ای مطلوب تر وعادلانه تر از آنچه تاکنون غرب و آمریکا ارائه داده اند با کاستی های زیادی روبروست. موضوع آزادی نکته مهمی است . نه چین و نه حتی کشورهایی که مدعی ارائه طرح های انسانی فراگیر و جهانی هستند نمی توانند الگویی ارائه دهند که اجتماعات وسیع تری از مردم را با رضایت مداری بتواند شامل شود. شما به نحوه تعامل قوه قضاییه آمریکا با رئیس جمهوری این کشور در بحران اخیر توجه کنید . صرف نظر از بازیگران آیا این همان دستورات اسلام نیست که برای ما محقق نشدنی و آمالی است.

**مواضع ترامپ مبتنی بر واقعیت های زندگی در آمریکاست
ایرنا: با استناد به اظهارنظرهای رییس جمهوری آمریکا، برخی می گویند ترامپ در حال بازگشت به سیاست مونروئه است آیا ساختار سیاسی آمریکا اجازه حرکت در چنین مسیری را به رییس جمهوری جدید آمریکا خواهد داد؟ (دکترین مونروئه یک دکترین سیاسی آمریکایی بود که در ۲ دسامبر ۱۸۲۳ توسط جیمز مونرو رییس جمهور وقت آمریکا اعلام شد. این دکترین مخالف استعمار یا دخالت قدرت های اروپایی در کشورهای تازه استقلال یافتهٔ قاره آمریکا بود. بر اساس این دکترین، دولت ایالات متحده آمریکا تصمیم گرفت که از دخالت در جنگ‌های بین قدرت‌های اروپایی و مستعمرات آنها خودداری، و وقوع جنگ یا فعالیت استعماری در قاره آمریکا را به عنوان حرکتی خصمانه تلقی کند.)

ملائک: کلیه مواضعی که آقای ترامپ اتخاذ کرده مبتنی بر واقعیت های زندگی در آمریکاست. البته آنچه به روابط خارجی آمریکا مربوط می شود را باید جداگانه مورد توجه قرار داد. از نظر من آقای ترامپ در دستکاری اصول روابط خارجی آمریکا دست گشاده ای ندارد. مثلا نمی تواند روسیه را دوست آمریکا قلمدادکند اما در مسائل اجتماعی و اقتصادی آمریکا می تواند تغییرات زیادی به نفع احساسات مردم فرودست در مرحله اول و سپس طبقه متوسط در مرحله بعد با افزودن امنیت اجتماعی بوجود آورد .
اینکه او TPP (پیمان ترانس پاسفیک) را قبول ندارد، بیشتر در موضوع اقتصاد آمریکا قابل بررسی است تا رابطه آمریکا با آسیای جنوب شرقی . در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی داخلی آمریکا به نظر من ترامپ یک نقطه عطف خواهد بود. نحوه برخورد با موضوعات و نیروهای امنیتی و نیز مطبوعات و رسانه ها یک نوع تابوشکنی در آمریکاست که نتایج آن در صورت تداوم همین مواضع و حمایت نسبی محافل سیاسی، بسیار با اهمیت است.
(توافق ترانس پاسیفیک (تی پی پی) در سال ۲۰۱۵ میان ۱۲ کشور آمریکا، ژاپن، مالزی، ویتنام، سنگاپور، برونئی، استرالیا، نیوزیلند، کانادا، مکزیک، شیلی و پرو که ۴۰ درصد اقتصاد جهان را تشکیل می دهند، امضا شده است. دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا گفته است از این پیمان خارج خواهد شد.)

رویکرد چین در منطقه خاورمیانه را چطور ارزیابی می کنید؟ اخیرا فرستاده ویژه چین در امور سوریه در ایران حضور داشت و از ایران هم راهی ژنو شد تا در مذاکرات ژنو حضور یابد. چین در صورت حضور در خاورمیانه در چه جبهه ای حضور خواهد داشت؟ آیا بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای حاضر، این حضور را خواهند پذیرفت؟
ملائک: در مورد خاورمیانه هنوز از چین نظرات و اشاراتی که حاکی از یک نوع سیاست باشد، مشاهده نمی کنم. چین البته به عنوان عضو دائمی شورای امنیت نمی تواند به تحولات این منطقه بی اعتنا باشد. رفتار فعلی این کشور در موضوع سوریه بیشتر حاکی از علاقه به داشتن اطلاعات و حضور است تا اتخاذ موضعی حاکی از پیگیری سیاستی ویژه. نباید حساب خاصی در این مقطع روی چین برای سوریه باز کرد اما در مورد کشورهای خلیج فارس من فکر می کنم چین به یک سیاست مشخص رسیده است. صرفنظر از مساله انرژی، چین بازی ژئوپلیتیک در این منطقه را نیز در دستور کار دارد و از این بابت ایران باید با حواس جمع با چین مراوده داشته باشد.
موضوع جاده ابریشم؛عربستان و پاکستان عناصر مهم سیاست خارجی چین هستند که ایران در مورد همه آنها تعاریف خاص و متفاوت خود را دارد. البته چین به عنوان عضو شورای امنیت نمی تواند به تحولات این منطقه بی اعتنا باشد و باید توجه داشت چین از حفظ حاکمیت های ملی عضو سازمان ملل حمایت می کند. مواضع این کشور علیه قطعنامه هایی که علیه حاکمیت سوریه صادر می شود را باید از این زاویه دید که مربوط می شود به نگاه متفاوت چین نسبت به آمریکا در مورد نظام بین الملل.
در این مسیر با توجه به شرایط حاکم بر جهان، چین را باید نزدیک به روسیه ارزیابی کرد. به هر صورت هنوز رفتار چین در مورد سوریه بیشتر حاکی از علاقه به داشتن اطلاعات و حضور است تا اتخاذ یک سیاست عملی و ویژه. لذا به نظر من نمی توان حساب خاصی روی چین برای سوریه در این مقطع باز کرد اگر چه همین همراهی معنوی نیز در سیاست ارزشمند است.

نوشته های مشابه

بستن