روابط عمومي پادرمياني کند/ به همراه نامه توضيحي بانک ملت

|
0 دیدگاه

نوید جمشیدی: امروز بيست و يکمين  روز حصر پدرم ايرج جمشيدي است، ۲۱ روز که براي من به اندازه ۲۱ سال گذشت. نگراني وضعيت جسمي و روحي اين مرد ۷۰ ساله از يک طرف، سختي‌هاي تداوم چاپ و انتشار روزنامه آسيا در غياب او ازطرفي ديگر و سرکله زدن با دادگاه و بانک و نهادهاي مرتبط با مطبوعات از سويي ديگر همه و همه حصري در آزادي براي من ساخته است. به جراًت مي‌توان گفت دقيقه به دقيقه‌ي اين ۲۱ روز (به غير از چند ساعت اندک استراحت شبانه‌ام) پيگير چرايي و حل اين بحران بوده‌ام از صبح تا پاسي ازشب، از اين طرف شهر به آن طرف شهر، از اين دادگاه به آن بانک، از دفتر اين وکيل به دفتر آن وزير، وجب به وجب جستجو و تلاش کردم و هرگز نپذيرفتم که اين حبس ناجوانمردانه تنها و تنها کار بانک ملت است و قطعاً دست‌هايي پشت پرده  کارگردان اصلي اين بازي کثيف هستند.

ايرج جمشيدي سردبير و بنيان‌گذار روزنامه آسياحدود ۱۳ سال است که انواع و اقسام کارشکني و تحميل عامرانه مشکلات را تحمل کرده است . فردي که بزرگترين سرمايه‌گذاري تاريخ مطبوعات در بخش خصوصي (ده‌ها ميليارد تومان) را در اين سال‌ها انجام داد تا مجددا ًروزنامه‌اي اثرگذار در کشور منتشر کند، در نهايت با حکمي عجيب و غريب و به ترتيبي غير قانوني وغير اخلاقي بازداشت شد. ايرج جمشيدي در اين سال‌ها هرچه داشت و نداشت به پاي روزنامه آسيا و خدمت به جامعه رسانه‌اي کشور ريخت، از چاپخانه و ساختمان و فروشگاه و واحدهاي اداري تا سهام شخصي و پول و ملک و ماشين و غيره.

درسال‌هاي اخير و پس از روي کار آمدن دولت جديد در سال۹۲ نيز براي گذران هزينه‌هاي سرسام آور کاغذ و چاپ و توليد يک روزنامه پرمحتوا وموًثر،براي اولين بار  ناگزير به درخواست کمک مالي و اخذ وام و تسهيلات از بانک‌هاي کشور شد که با عدم حمايت مديران کلان کشور، اين موضوع ساده خود تبديل به يک بحران عجيب شد. به قولي، در حقيقت بانک‌ها جايي هستند که در هواي آفتابي به شما چتر قرض مي‌دهند و زماني که هوا باراني شود از شما مي‌خواهند که آن را پس دهيد! اما اين بار موضوع متفاوت است، شرکتي به اصطلاح حقوقي به مانند شرخرها وارد ميدان شده و چکي را که به صورت اماني وبابت تضمين پرداخت به بانک ارائه شده را بي خبر وغيرقانوني به صورت چک کيفري در آورده و بدون ابلاغ زمان دادگاه و راًي آن به پدرم، به طرز عجيبي حکم جلبي مي‌گيرند، ناجوانمردانه به ايرج جمشيدي حمله‌ور شده و او را به زندان مي‌اندازند.

در طول مدتي که روزنامه آسيا به عنوان يک روزنامه پيشرو اقتصادي حضوري فعال در جامعه مطبوعاتي و رسانه اي کشور داشته همواره با روابط عمومي ها که نقش رابط را بين نهادها و سازمان  ها خصوصا بانک ها با رسانه ها ايفا مي کنند داراي  تعامل بوده و   سعي داشته  به صورتي واقع بينانه در راه تقويت اين رابطه دو سويه  حرکت کند. لذا در اين شرايط که چنين مشکلي گريبان اين روزنامه و سردبير و موسس با سابقه آن را گرفته انتظار مي رود  با توجه به شناختي که طرفين از هم دارند دست اندرکاران روابط عمومي بانک ملت  با  درايت  در راستاي حل  اين مشکل قدم بردارند .

با توجه به جايگاه غير قابل انکار روابط عمومي بانک ملت و سابقه همکاري صميمانه ميان روزنامه آسيا با آن روابط عمومي ،انتظار مي رود با پا درمياني و وساطت و برخورد صادقانه روابط عمومي مزبور اين مشکل با صلاحديد طرفين به نحو قابل قبولي حل و فصل شده و بار ديگر حسن نيت و  تعامل جاي سوء نيت و وضعيت پر تنش کنوني را بگيرد.

در رابطه با آنچه   اين روز ها ميان بانک ملت و ايرج جمشيدي سردبير و موسس روزنامه آسيا در جريان است ، نامه و  يا در حقيقت پاسخي از سوي  اداره کل دفتر مديريت و روابط عمومي اين  بانک ارسال گرديده که متن کامل آن در زير درج مي شود.

 

«سردبير محترم روزنامه آسيا

موضوع: استنکاف از بازپرداخت بدهي۴۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰  ريالي مسئولين روزنامه آسيا و انعکاس وارونه موضوع

باسلام؛

احتراما” ، پيرو درج مطلبي با عنوان “آيا هنوز مي شود به بانک ملت اعتماد کرد؟ ” در شماره مورخ ۲۶ ارديبهشت ماه ۱۳۹۶ و همچنين مطلب منتشر شده در تاريخ ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ آن روزنامه، توضيحات بانک ملت جهت درج در همان صفحات روزنامه و با فونت و سايز به صورت کامل، به شرح ذيل ارائه مي گردد:

مدير مسئول، صاحب امتياز و سردبير روزنامه آسيا در سال ۱۳۹۲ مبلغ ۱۴ ميليارد ريال و در سال ۱۳۹۳ مبلغ ۱۵ ميليارد ريال از بانک ملت تسهيلات دريافت کردند که مجموع بدهي، با لحاظ چند فقره تسهيلات و تعهدات ديگر ايشان،تاکنون به بيش از۴۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰   ريال بالغ گرديده است.

افراد مذکور، از بدهکاران بد حساب بانک ملت محسوب مي شوند و تا کنون هيچ ملغي از بدهي خود به بانک را (حتي يک ريال) بازپرداخت ننموده اند. با اين وجود، اين بانک عليرغم خلف وعده مکرر از سوي مديونين، به دفعات با ايشان نهايت مساعدت و همراهي را معمول داشته، به گونه اي که حداقل در دو مرحله اقدام به صدور مصوبه تعيين تکليف با حداقل پيش پرداخت نموده است. ليکن باز هم با عدم همکاري مجدد مديون مواجهه گرديده است. در آخرين مراجعه، آقاي ايرج جمشيدي مبادرت به ارائه يک فقره چک روز به منظور تايديه ديون خودمي نمايد که متاسفانه اين بار نيز به دليل بلامحل بودن چک مذکور، بانک موفق به استيفاي خود نگرديد و به ناچار موضوع را از طريق مراجع قضايي دنبال نمود.

پس از بازداشت مشاراليه، فرزند ايشان آقاي نويد جمشيدي با مراجعه با بانک، تقاضاي توقف اقدامات قضايي بانک در قبال ارائه تضامين کافي ظرف مدت ۲۴ ساعت را نمود که با گذشت چند هفته از آن قرار، هر بار به بهانه اي از اجرايي نمودن توافقات فيمابين امتناع ورزيد و با متوسل شدن به مراکز متعدد،تهديد و تلاش براي سياسي نمايي، مظلوم نمايي و انحراف افکار عمومي از موضوع اصلي و همچنين سوءاستفاده از موقعيت حرفه اي از طريق رسانه تحت مالکيت و مديريت خود، از تعهدسپاري براي پذيرش مسئوليت باز پرداخت ديون خود اجتناب نمود. در خاتمه ، بانک ملت با ابراز تاسف از تبديل شدن يک رسانه عمومي به ابزاري شخصي براي تضييع حقوق سپرده گذاران ،اعلام مي دارد،دروغ پراکني ،تهمت وتهديد ازطريق تبديل نمودن يک رسانه عمومي به ابزارفشار،نه تنها مانع استيفاي حقوق سپرده گذاران به عنوان موکلين بانک نمي‌گردد،بلکه حق پيگيري اين تخلف رسانه اي را از طريق مراجع ذي ربط ، براي خود محفوظ مي داند.

اداره کل دفتر مديريت وروابط عمومي

مسعودنصراصفهاني»

لازم به ذکر اين مساله است که مطالب بخش هايي از اين يادداشت حاوي موارد و مسايلي خلاف واقع است که به آنها  اشاره مي شود.

۱- استفاده از آزادي بيان و آزادي قلم در چهار چوب قانون حق مسلم هر انساني است و مطبوعات، به عنوان  رکن چهارم دموکراسي موظف به دفاع از اين حق قانوني و انساني هستند .بنابراين نه تنها يک بانک بلکه هيچ نهادي اجازه تجاوز به اين حقوق را نداشته و ندارد

۲- نحوه محاسبه سودبانک خارج از موضوع اين يادداشت مي باشد ولي با توجه به بخشي از اين نامه که شامل اعداد و ارقامي است عجيب ،باب موضوعي ديگر براي آينده را مي گشايد که چرا علي رقم شعار بانکداري بدون ربا و تاکيد مراجع تقليد شيعه،به خصوص در ۲ سال اخير جهت حرام بودن اين گونه سودها، باز هم بانک ملت به اين رويه ادامه مي دهد؟!

۳- بخش هايي از اين نامه طوري تنظيم شده که گويي بانک ملت قاضي القضات است !!وياآنقدر پشتشان به جايي گرم است که فراي قانون وبا خيال راحت تهديد مي کنند!

۴- در پايان و پس از گله گذاريهاي فراوان نگارنده ،از حق وانصاف هم نبايد گذشت .بعضي ازمديران کلان بانک وبرخي ازدلسوزان کشور به خصوص دريک هفته ي اخير ،مساعدت هاي ويژه ‌اي درچهارچوب قانون درجهت حل اين پرونده داشته اند که مستحق سپاسگزاري ويژه نگارنده و مجموعه روزنامه آسيا مي باشد.

1 پسندیده شده
سحر سعیدیان
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره قرمز مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.