اقتصاد

تغییر رویکرد کلان اقتصاد از تولید به اشتغال

برررسی اظهارات اعضای تیم اقتصادی دولت حکایت از تغییر رویکردهای کلان دولت در عرصه اقتصاد دارد و در این بین وزیر تعاون نقش ویژه را بر عهده گرفته است.

 دولت یازدهم هرچند در برخی عرصه های سیاسی توانست موفق عمل کند اما حوزه اقتصاد یکی از پاشنه‌های آشیل دولت بوده است. در ۴ سال اخیر هرچند تورم در مرز تک رقمی شدن قرار گرفت و حتی شاخصهای مربوط به رشد اقتصادی  عدد و رقمیهای مثبتی را نشان میداد، آما آنچه در واقعیت اتفاق افتاده بود حکایت از نارضایتی عمده مردم و تولید کنندگان داشت.

دولت یازدهم با محوریت علی طیب نیا وزیر پیشین اقتصاد، نخستین اولویت خود را در شرایط رکود تورمی سال۹۲ ، کاهش نرخ تورم قرار داد. کارشناسان معتقدند در آن دوران دولت تصمیم داشت با کاهش نرخ تورم از طریق جذب نقدینگی از طریق سیستم بانکی با افزایش نرخ سود سپرده ابتدا تورم را به سطوح پایین تر هدایت کرده و در مرحله بعد با ورود سرمایه گذاری های خارجی ناشی از گشایشهای برجامی زمینه را برای خروج از رکود نیز فراهم کند. این در حالی بود که قسمت اول طرح تیم اقتصادی دولت کار ساز شد و تورم حدود ۲۵ درصد کاهش یافت اما در حوزه دوم واقعیتها طبق پیش بینی دولت عمل نکرد و عملا در نرخ سرمایه گذاری خارجی تغییر محسوسی ایجاد نشد. این در حالی بود که در سال ۹۵ رشدهای اقتصادی دو رقمی ناشی از آزاد شدن ظرفیتهای نفتی به سمت کشور سرازیر شد اما این موضوع نتوانست در کاهش نرخ بیکاری موثر باشد. دقیقا همین جا بود که یک سوال اساسی برای دولتمردان و کارشناسان ایجاد شد، که چرا با وجود رشد های مثبت نتوانستیم در کاهش بیکاری موفق عمل کنیم.

بر همین اساس در روزهای انتخابات اخیر نیز مهمترین دغدغه و مطالبه مردم موضوع اشتغال و رونق تولید عنوان میشد، شاید دولت نیز به این فهم مشترک با مردم رسیده باشد که دیگر سیاستهای رشد محور نمیتواند پاسخگوی نیازهای مردم باشد و از این حیث تصمیم بر آن شده تا تغییرات گسترده ای در سیاستهای اقتصادی در نظر گرفته شود.

روز گذشته علی ربیعی وزیر کار و رفاه اجتماعی در مراسم آغاز به کار طرحهای اشتغال زایی دولت تاکید کرد باید مسیر اقتصادی کشور از محوریت سیاستهای “توسعه سرمایه گذاری” و تولید به سیاستهای “اشتغال زایی با کیفیت” تغییر کند.
اشاره مستقیم ربیعی به بسیار گران بودن طرحهای اشتغال زایی پیشین مبتنی بر سرمایه گذاری بود. بر اساس آمارهای وزیر کار که در دولت یازدهم بیشتر حاشیه نشین بود، امروز برای ایجاد یک شغل در صنعت فولاد۷۰۰ میلیون تومان، برای ایجاد یک شغل در صنعت لاستیک۸۰۰ میلیون، ایجاد یک شغل در صنایع پتروشیمی ۳میلیارد تومان و برای هر شغل در صنعت نفت ۱۰ میلیارد تومان باید هزینه شود که چنین سرمایه گذاری سنگینی برای اشتغال زایی معقول نیست.
از سخنرانی پر قدرت ربیعی این طور برداشت میشد که در شرایط امروز کشور حتی رشدهای اقتصادی بالای ۸ درصد نیز کفاف نرخ بیکاری ۱۲ درصدی را نمیدهد و نمیتوان ۳٫۳ میلیون بیکار را به حال خود واگذار کنیم.
به نظر میرسد بر خلاف، انتظارها و پیش بینیهای رسانه ای در خصوص فرمانده جدید اقتصادی در دولت دوازدهم؛ شاهد ورود یک فرمانده جدید به فضای اقتصادی کشور هستیم چراکه در این میدان تنها علی ربیعی است که با انتقادهای تند از سیاستهای دولت یازدهم یکه تازی میکند.

نکته جالب آنکه روز گذشته و زمانی که نقدهای تند وزیر تعاون به سیاستهای توسعه سرمایه گذاری و تولید که در امر اشتغال جز شکست برای کشور عایدی دیگری نداشته، مطرح میشد، نوبخت رئیس سازمان برنامه  و بودجه تلویحا با یک موضع انتقادی به بحث ورود کرد. رئیس سازمان برنامه و بودجه بر اساس تئوریهای کلاسیک اقتصادی معتقد بود رشد۷ درصدی در سه ماهه نخست سال باعث ایجاد ۷۰۳ شغل در این مدت شده است و مدعی بود نمیتوان تاثیر رشدهای اقتصادی در امر اشتغال را نادیده گرفت.

این در حالی است که به نظر میرسد در دولت جدید، رئیس  جمهور تصمیم گرفته بار اعمال سیاستهای اقتصادی را از سازمان برنامه و بودجه، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد، در کمال تعجب به وزارت کار منتقل کند. شاهد این مدعا نیز آن است که به عنوان نخستین طرح کلان دولت شاهد بودیم که فقط ۲۰ هزار میلیارد تومان برای طرح اشتغال فراگیر در نظر گرفته شده و همچنین ۱۰ هزار میلیارد تومان نیز قرار است به اشتغال روستایی به عنوان یک طرح خاص تزریق شود.

نوشته های مشابه

بستن