شنبه / ۲۳ شهریور ۱۳۹۸ / ۱۹:۲۸
کد خبر: 1018
گزارشگر: 49
۲۱۸
۰
۰
۰

ساختمان سمیه

صنعت واژه ای برای رشد و ارتقای هر کشوری در دهکده جهانی ، که این روزها با یک کلیک میتوان به آن وارد شد .
صنعت واژه ای برای رشد و ارتقای هر کشوری در دهکده جهانی ، که این روزها با یک کلیک میتوان به آن وارد شد . 
صنایع تولیدی در هر جامعه ی نقش بسازی برای افزایش سرانه تولید ناخالص داخلی و ایجاد رفاه اجتماعی در بین شهروندان ساکن در آن محیط جغرافیایی را دارد . 
معدن ، ثروتی بالقوه و بالفعل که در شرایط زمین شناسی خاصی ایجاد شده که جمعیت شهری یا روستایی آن منطقه جغرافیایی دارای کمترین رشد توسعه یافتگی از لحاظ شاخص های پیشرفت جوامع انسانی هستند . 
(( چرایی همیشه وجود دارد ، در جوامعی که منابع تجدیدناپذیر انرژی یا مواد معدنی بنا به دلایل علمی به وجود آمده باید ساکنانش در فقر باشند ؟ 
در واقع نمی توان از این ذخایر برای رشد با توسعه ی همگون بهره جست )) . 
صنعت ، معدن و تجارت یا همان صمت خودمان این سال ها مغفول بود و چندگاهی است به دلایل مشخص و مبرهن دچار آشفتگی و پریشانی است ، دائما بعنوان درمان مسکنی را تجویز می کنیم بدان آنکه شرح وضعیت یا مطالعاتی در ارتباط با دستور اجرایی داشته باشیم . اوضاع این صمت خودمان در حال احتضار است که هیچ ، گاهی اوقات بجای ارتقا ساختار رشد ، شرایط سقوط را ایجاد می نمایم . 
متولی های صمت ژرفانمایی ( پرسپکتیو ) از شرایط جامعه ندارند ، این جمله به وضوح در احوال شهروندان این مرز و بوم قابل مشاهده است .
از انقلابی که در سال 1357 توسط احاد مردم به وقوع پیوست ، ایران توسط جامعه جهانی دچار انزوا یا تحریم شد ولی جامعه ی امروز که دچار انواع بداخلاقی های صنعتی یا سیاسی گردیده ، بدلیل عدم توجه به مثلث متساوی الاضلاعی با نام صنعت ، معدن و تجارت است .
معدن وصنایع معدنی به دلیل ارزش افزوده جایگاه ویژه در شاخص های رشد و پیشرفت هر کشور دارند که ایران نیز در این رنکینگ جایگاهی منحصر دارد ولی با سیاست های شتابزده و غیرکارشناسی در حال ایجاد یک نارضایت عمومی در بین فعالین این صنعت هستند . 
بدیهی است برای ایجاد سود ویژه ( Net Profit ) صنعتی باید پروسس محصول تکمیل گردد ولی نباید موازی کاری یا صرفا کپی کرد از فرآیند ها بدون توجه به زیرساخت های شرایط جغرافیایی که محل احداث صنایع معدنی است برای یادآوری عنوان می نمایم در منطقه سنگان ( خراسان رضوی ) یکی از منابع عظیم سنگ آهن وجود دارد ، لذا احداث صنایع معدنی در نگاه اول دارای اهمیت ویژه ست ولی احداث هر واحد صنایع معدنی نیازمند زیرساخت هایی که شاید در منطقه وجود نداشته یا ایجاد این پروسه زیرساخت تمام پروژه را غیراقتصادی نماید مانند واحدهای کنسانتره سازی ، پس اینکه کدام واحد از صنایع معدنی دارای سود و ارزش افزوده س متفاوتی  در حوزه صنعت ایران و جهان است نیازمند یک دیپلماسی صنعتی مدون و تنها در اختیار یک محصول خاص با عناوینی مانند شمش ، بیلت یا غیره نیست ، لذا با فرافکنی ، فرار به جلو و ارایه متغیرهایی که در هر صنعت روزی اقتصادی و دارای جایگاه و پس از طی فرآیند زمان دیگر دارای اولویت نیست صورت مساله را پاک نکنیم . 
در حال حاضر بخش معدن دچار شرایط خود تحریمی گردیده آن هم با عنوان خام فروشی و مژده داده شده به اخذ عوارض 25 درصدی برای جلوگیری از صادرات این محصول و سایر مشتقات و ایجاد ارزش افزوده بیشتر ، متولیان این سیاست را در شرایط عادی اقتصادی باید بعنوان نخبه و استراتژیست صنعتی مورد تقدیر قرار داد ولی نه در شرایط جنگ اقتصادی که بدلیل عدم تحلیل از اوضاع کشور توسط همین مدیران و کارشناسان دچار این افول اقتصادی و صنعتی شده ایم ، ولی آیا این مدیران به واقع در این مرز و بوم زندگی نمی کنند . 
در پاراگراف قبلی عنوان شد با عنوان جلوگیری از خام فروشی ، ایجاد ارزش افزوده ، اشتغال پایدار و.... جهت ایجاد غرورملی از این کلمه استفاده می نمایند ، این پاک نمودن صورت مساله است ، در پریود زمانی که با افت قیمت های جهانی در حوزه نفت و معدن روبرو هستیم و به دلیل افسارگسیختگی ارز خارجی بعنوان دلار صرفا فعالیت معدنی اقتصادی شد ، چطور به یکباره فعالیت در حوزه معدن شد خام فروشی . 
به گذشته تاریخی این فراز و فرود بنگریم در سال 1392 قیمت های جهانی سنگ آهن سقوط سهمگینی را تجربه نمودند ( دلایل این رکود در مباحث گذشته تحلیل گردیده است )  و تاثیرات آن به سایر مشتقات نیز نفوذ داشت در این موج سینوسی قیمت ها درحال نوسان ولی دارای دامنه ی کم نوسان و بدون پیک آمپدانسی در برد نموداری ، حتی با توجه به تحولات جهانی که ورشکستگی اقتصادی را برای هرمجموعه ی تولیدی می تواند رقم بزند ، لذا طرح های مطالعاتی امکان سنجی با اهتمام به متغیرهای گسسته و وابسته امکان فعالیت و سرمایه گذاری را برای بخش خصوصی قابل انعطاف تر میداشت . 
در این فراز و فرود معادنی بخش خصوصی که امکان تامین گردش مالی و فعالیت بازرگانی داشتند با کاهش چشمگیردر تولید به ادامه حیات مشغول ، معادن دیگر تعطیل و متولیان معادن دولتی و وزارت صمت هم از طریق فروش نفت ارتزاق داشتند .
حال و روز فولادی ها چگونه میگذشت ، به دلیل کاهش قیمت سنگ آهن و کاهش حجم تولید که سیاستی نانوشته در مدیریت وقت این مجتمع های عظیم صنعتی بود ، واحدهای بازرگانی دایما در پروسه خرید سنگ آهن وقف های متمادی با دلایل واهی و در نهایت خرید از معادن خواص با گرفتن امتیازات متعدد ، لذا معادن با توجه به این شرایط برای ادامه حیات و حفظ ساختار سرمایه گذاری رو به بازارهای خارجی آوردند ، در این بین چین مهمترین خریدار اصلی انواع فرآورده های آهنی محسوب می گردید . 
با شرایط اقتصادی امروزکشور ، بدعهدی مجموعه های فولادسازی به تعهدات ، عدم تحلیل و مدیریت متولیان صمت جهت حفظ شرایط موجود بازار و..... شرایط امروز را ایجاد کرده که دو ضلع از سه ضلع این مثلث دچار تضاد شده اند ، بدیهی است که برای تامین مواد اولیه باید معدن دار را تحت انواع فشارها قرار دهند و برای پاسخگو نبودن به قصورات خود عناوین دیگری مانند احیا معادن کوچک ، ایجاد ارزش افزوده و خام فروشی را بزرگنمایی می نمایند .  
 
اکبر صداقت
پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید