روزنامه اقتصادی آسیا

بیائید به چشمان حقیقت نگاه کنیم

شنبه / ۸ دی ۱۳۹۷ / ۱۳:۱۱
کد خبر: 236
گزارشگر: 15
۸۸۶
۲
۰
۰

سوئتلانا ژورآوا، نیوتا فئدئرمئسسر، لیودمیلا اولیتس‌کایا و کیرا آلتمان محترم
بابت نامه ارسالی و اینکه بر درد دیگران بی تفاوت نمانده‌اید و خواستار کمک به پایان دادن بر جنگی می باشید که 25 سال تداوم داشته است تشکرات خویش را بر همه شما ابراز می نمایم. جنگ همواره اندوه و مرگ به همراه می آورد. این به معنای هلاکت سربازان و شهروندان عادی و نابودی زندگی کسانی است که اگر خود کشته و یا زخمی نشده‌اند لیکن نزدیکان و یا خانه خود را از دست داده‌اند. در زمان تماشای مناظر ضبط شده جنگی از جهات مختلف خط مقدم در نبردهای محلی بیشماری که در نقاط پرتنش سیاره‌مان روی می دهد یقین می شود: زنانی که به زبانهای مختلف سخن می گویند همگی با اندوهی مشترک می گریند. تغییر مرزهای شناخته شده بواسطه اعمال زور و نقشه‌هایی که از جانب افرادی به منظور اشغال اراضی دیگران کشیده می شود امروزه چنین نتایج وحشتناکی در پی داشته است.
من کاملا با شما موافقم: تمامی جنگ‌ها یک روز به پایان می رسد و همه ما باید با تمام توان بکوشیم تا این اتفاق هر چه زودتر رخ دهد. چرا که، تداوم مناقشه حتی در وضعیت فعلی آن که به تعبیر دیپلمات‌ها "منجمد شده" محسوب می گردد هر روز برای ما هزینه‌های زیادی دربردارد. با اینکه امروزه میان آذربایجان و ارمنستان آتش بس حاکم است، لیکن در خطوط جبهه هر روز آتش گشوده می شود. هر اینگونه آتشی می تواند بر حیات یک انسان خاتمه بخشد. سربازان هر دو ارتش، همان جوانان زره پوشیده‌ای که سلاح در دست در فاصله خطوط یک آتش ایستاده‌اند و به هم می نگرند پسر، نوه، برادر و یار کسی هستند. در جنگ به همراه سربازان، شهروندان عادی نیز به هلاکت می رسند. تقریبا یک سال پیش و مورخ 4 ژوئیه سال 2017 در آذربایجان با دخترکی دو ساله و مادر بزرگ وی وداع نمودیم. آنها در روستای خود و در نتیجه اصابت گلوله مسلسل سنگین و نارنجک‌انداز هلاک شده بودند. این واقعیتی تلخ است. بیش از 25 سال است که، ما در این شرایط زندگی می کنیم. لیکن یادآوری این مسئله نیز خالی از حسن نیست که، لازم است تا در راستای جلوگیری از خون ریزی مجدد و دادن قربانی‌های جدید ما امروز مسیر صلح را بیابیم و این یافتن این امر نه در میدان جنگ بلکه در پای میز مذاکرات واجب می باشد.
آذربایجان کشوری صلح دوست است. ما طرفدار اتمام بی ‌درنگ جنگ و جستن راه حل از طریق گفتگو بوده ایم و هستیم. اینها تنها حرف نیست. دلیل اطمینان بخش صلح دوست بودن ما این است که، آذربایجان با هدف نیل به صلحی طولانی مدت و عادلانه از وضعیت "منجمد" جنگ کنونی در قره‌باغ کوهستانی مذاکرات مربوط به اتمام جنگ را بیش از 20 سال است که ادامه می دهد.
قره باغ کوهستانی اشغال شده که شما در طی انجام ماموریت ایجاد صلح بدان سفر کرده‌اید "اراضی میان ارمنستان و آذربایجان" نیست. قره باغ کوهستانی اراضی لاینفک آذربایجان است که امروزه تحت اشغال ارمنستان قرار دارد. این تنها موضع کشور ما نیست- در بسیاری از اسناد بین المللی بدین گونه ثبت گردیده است. روسیه و منجمله اتحاد جهانی، آذربایجان را در چارچوب مرزهای موجود می شناسد و قره باغ کوهستانی نیز در درون این مرزها واقع گشته است. در حال حاضر هیچ سند حقوقی بین‌المللی وجود ندارد که در آن منسوبیت قره‌باغ کوهستانی به آذربایجان مورد تردید باشد. همچنین سندی که در آن قره باغ کوهستانی بخشی از دولتی دیگر، "اراضی مورد مباحثه" و یا "اراضی میان آذربایجان و ارمنستان" اعلام شده باشد وجود ندارد. علاوه بر آن، این موضع اتحاد جهانی تماما منعکس کننده حقایق تاریخی می‌باشد.
اطمینان دارم بهتر است بحث پیرامون اینکه چه چیز در چه زمانی به چه شخصی تعلق داشته است را به مورخان بسپاریم. هر چند "اصلاح مرزها" بواسطه اشغال بخشی از اراضی کشور همسایه و به نام "احیاء عدالت تاریخی" نیتی پسندیده جلوه داده می شود لیکن این مسیری است به سوی جهنم. متاسفانه میلیون‌ها انسان و منجمله در قفقاز جنوبی و زادگاه من آذربایجان در چنین جهنم هایی که ساخته دست بشر است زندگی می کنند. لیکن رجوع اجمالی به تاریخ هیچ شکی بر جای نمی‌گذارد: تمامی قره‌باغ از گذشته‌های دور بخشی از آذربایجان و بخشی از دولتهای حاکم در اراضی کشورمان بوده‌است. دولت‌های ارمنی نیز بنا بر اظهار مورخین نه در قفقاز جنوبی بلکه در آسیای صغیر شکل گرفته و هیچ ارتباطی میان ایشان و اراضی آذربایجان معاصر و حتی ارمنستان کنونی که در سال 1918 در اراضی خانات ایروان آذربایجان شکل گرفته وجود ندارد.
کلیساها و صومعه‌های مسیحی موجود در قره باغ در زمان آلبان‌های قفقاز که در ادوار گذشته در اراضی آذربایجان معاصر می زیسته‌اند ایجاد گردیده است. قره‌باغ در قرون وسطی نیز بخشی از آذربایجان بوده است. در اوایل قرن نوزدهم، در زمان الحاق آذربایجان به روسیه در همان اراضی خانات قره‌باغ آذربایجان به پایتختی شوشا مستقر بود و غالب ساکنان آن آذربایجانی ها بودند. بعد از آن - در تاریخ 12 اکتبر سال 1813 قرارداد گلستان و در تاریخ 10 فوریه سال 1828 قرارداد ترکمنچای میان امپراطوری روسیه و ایران به امضا خواهد رسید. صرفا پس از آن، آغاز به انتقال دسته جمعی ارامنه از ایران و امپراطوری عثمانی به قفقاز جنوبی، اراضی خانات ایروان که ارمنستان کنونی در آن واقع است، قره باغ و علی‌الخصوص بخش کوهستانی آن نمودند. این سیاست "انتقال" در مناقشه قفقاز جنوبی که در زمان سقوط امپراطوری روسیه آغاز گردید نقش چاشنی را برعهده داشت. این، دورانی فاجعه بار در تاریخ برخی ملل محسوب می شد. جنگ جهانی اول، کشتارها و تاراج ها به قیمت زندگی انسان‌های بسیاری تمام شد. هر سال در آذربایجان در تاریخ 31 مارس مراسم یادبود قربانیان کشتار جمعی که در سال 1918 توسط نژادپرستان ارمنی در باکو رخ داد برگزار می گردد. نژادپرستان ارمنی صرفا در همان زمان برای اولین بار مدعی قره باغ کوهستانی شدند. لیکن پس از مدت زمان کوتاهی از الحاق قفقاز جنوبی به روسیه شوروی، ادعای ارضی ارامنه نسبت به قره‌باغ کوهستانی مورد بررسی قرار گرفته و رد شد.
همچنین تفکری نادرست در مقیاس گسترده وجود دارد: گویا قره باغ کوهستانی بخشی از ارمنستان بوده، لیکن در دهه بیستم قرن گذشته با مصوبه دفتر قفقاز کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد کل به ترکیب آذربایجان "داده شده است". در اصل، دفتر قفقاز در واقع این مسئله را مورد بررسی قرار داده است، لیکن نه برای دادن قره‌باغ کوهستانی به آذربایجان، بلکه ماندن آن در ترکیب آذربایجان را تصویب نموده است. از صورتجلسه اجلاس مورخ 5 ژوئیه سال 1921 دفتر قفقاز کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد کل (آرشیو تاریخ دولتی جمهوری آذربایجان، فصل 1، لیست 2، پرونده 25، صفحه 16) معلوم می شود که، دفتر قفقاز کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد کل در اجلاس مورخ 5 ژوئیه سال 1921 خود "ماندن قره‌باغ کوهستانی در ترکیب جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی، با مرکزیت اداری شهر شوشا و با اعطای خودمختاری گسترده ....." را مصوب نموده است. دلایلی که دفتر قفقاز بدان استناد نموده بسیار ساده و روشن است: اکثریت ساکنان بخش کوهستانی قره‌باغ ارامنه می باشند، لیکن این منطقه از منظر اقتصادی به آذربایجان متصل است.
سپس کمیته اجرایی مرکزی جمهوری شوری سوسیالیستی آذربایجان حکم مورخ 7 ژوئیه سال 1923 را در ارتباط با "ایجاد ولایت خودمختار قره‌باغ کوهستانی" صادر نمود. (از تاریخ ایجاد ولایت خودمختار قره باغ کوهستانی جمهوری شوری سوسیالیستی آذربایجان. 1918- 1925. اسناد و مدارک، صفحه 152-153). اصطلاح قره‌باغ کوهستانی برای اولین بار صرفا در این دوره ایجاد می‌گردد و در نتیجه ایجاد این ولایت خودمختار، قره‌باغ کوهستانی به صورتی مجعول از قره‌باغ آران تفکیک می‌گردد. حال آنکه در طول تاریخ این قسمت‌های قره‌باغ یک کل واحد بوده اند. ولایت خودمختار تازه تاسیس در ترکیب اراضی آذربایجان قرار داشت و فاقد تماس ارضی با ارمنستان بود. میان قره‌باغ کوهستانی و ارمنستان چندین شهرستان قرار داشت که ساکنانش مرکب از آذربایجانی‌ها بودند: کلبه‌جر، لاچین، قوبادلی، زنگیلان و ... فقط این تقسیمات جغرافیایی موید آن است که، قره‌باغ کوهستانی که ساکنان آن ارمنی ها می باشد از منظر تاریخی نمی توانست در داخل اراضی آذربایجان شکل بگیرد و آن، به صورت مجعول در نتیجه سیاست‌های انتقالی ایجاد شده است. این سیاست امروزه هم برای آذربایجانی‌ها و هم برای ارامنه به فاجعه‌ای بزرگ بدل گردیده و منجر به جنگی مدام و خونین شده است.
خانم‌های محترم
بیایید به چشمان حقیقت مستقیم بنگریم. اکنون بیش از 25 سال است که، ادعای نژادپرستان ارمنی به قره باغ کوهستانی تجاوزی آشکار است و در قالب اشغال و "پاکسازی‌های قومی" بیرحمانه انجام می‌پذیرد. ارمنستان 20 درصد از اراضی آذربایجان را اشغال نموده‌ است. این تنها مشمول قره‌باغ کوهستانی نیست، بلکه دربرگیرنده اراضی 7 شهرستان اداری آذربایجان است که در اطراف منطقه قره باغ کوهستانی بوده و هیچگاه در ترکیب خودمختاری ارمنی که در سال 1923 در آنجا ایجاد شده نبوده اند.
این جنگ که پایان بخش حیات دهها هزار نفر بوده همچنان ادامه دارد. در آمار رسمی به موازات افرادی که به قتل رسیده و از شدت جراحات فوت نموده‌اند، انسانهایی نیز وجود دارد که تاب از دست دادن عزیزانشان و جدایی از سرزمین مادری‌شان را نداشته‌اند و نیز کسانی که در شرایط اسفبار اردوگاه‌های رانده‌ شدگان و پناهندگان به سر برده اند. آذربایجان در نتیجه این جنگ و اشغال اراضی اش با یک فاجعه بشری واقعی روبرو گردیده است. در کشورمان بیش از یک میلیون انسان، - خانمهای عزیز به این عدد وحشت‌ناک توجه نمایید!، - مجبور به ترک خانه‌هایشان شده اند. آن زمان جمعیت آذربایجان 7 میلیون نفر بود. به عبارتی به طور متوسط از هر 7 تبعه کشور 1 نفر خانه خود را از دست داده و مجبور به رانده شدن و پناهندگی شده است. تقریبا همین میزان از مهاجرت به اروپایی که نیم میلیارد جمعیت دارد موجب بروز بحران مهاجرت گردیده و این بحران در عالی‌ترین سطوح مورد مذاکره قرار گرفته است. در آذربایجان اردوگاه‌های چادری بزرگی ایجاد شد. انسانها حتی در واگن های باری اسکان داده شدند. در سالهای اخیر در آذربایجان برای رانده شده‌گان و پناهندگان شهرکهای جدید احداث می‌گردد. از این طریق می توان شرایط معیشتی را بهبود بخشید، لیکن التیام بخشیدن به جراحت قلب انسانهایی که جهت رهایی از جنگ و پاکسازی قومی مجبور به ترک خانه‌های خود شده‌اند ممکن نمی باشد. راه حل حقیقی مشکل ایشان بازگشتشان به خانه‌های خود و خاکی که تحت اشغال ارمنی قرار دارد می‌باشد و اینگونه نیز باید باشد.
حالت چشم کودکانی که کودکی خود را در اردوگاه‌های پناهندگان و آورگان سپری کرده‌اند را هیچ گاه از یاد نمی برم. آنها وجود دیاری به نام قره باغ کوهستانی را تنها از سخنان اقوام سالخورده خود شنیده‌اند. خانم‌های محترم. تضاد میان زیبایی‌های طبیعی و واقعیات وحشتناک جنگ در آنجا شما را بسیار متعجب ساخته است. در آن دیار در نتیجه تجاوز و اشغال، ابنیه تاریخی و فرهنگی، مساجد، زیارتگاه‌های مقدس و حتی قبرستان‌ها بصورتی وحشیانه تخریب شده است. سازمان امنیت و همکاری اروپا دو بار کمیته حقیقت‌یاب را به اراضی اشغالی اعزام نموده که این حقیقت غمناک و رسوایی قرن بیست و یک را در گزارش خود بیان داشته است. در اراضی اشغالی 927 کتابخانه، 85 مدرسه موسیقی و منجمله 4 گالری نقاشی،6 سالن تئاتر، 22 موزه در شهر شوشا که به نام کنسرواتوار شرق نامیده می شد نابود گردیده است.
سرنوشت 40 هزار اثر هنری بسیار ارزشمند معلوم نیست. بنا بر محاسبات متخصصین آذربایجانی در کتابخانه‌های به تاراج رفته و سوزانیده شده 4.6 میلیون نسخه کتاب و دست نوشته‌های ارزشمند نابود گشته است. پس از به قدرت رسیدن هیتلر، صحنه‌های سینمایی از سوزانیده شدن کتابها در انبوه آتش که در کوچه های شهرهای آلمان به تصویر کشیده شده است را همگان به خاطر داریم. لیکن تقریبا نیم قرن پس از آن جنگ و دادگاه‌ محاکمه بین‌المللی نورنبرگ کتابها را به آتش می کشند. این برای بیش از 1 میلیون هموطن ما تنها سطور یک خبر نیست، این احساس یک درد تلخ شخصی‌ است. این برای همان انسان‌ها خانه‌هایی‌ است که کودکی‌شان را در آن گذرانیده‌اند و اکنون به ویرانه بدل گشته است. مدارسی است که غارت گردیده و در نهایت گورستان‌هایی است که نزدیکانشان در آنجا مدفون گشته اند و اکنون ویران شده است. یادآوری تمام اینها غیر قابل تحمل و از یاد بردن آن نیز ناممکن است. این فاجعه شخصی صدها هزار انسانی است که در اطلاعات رسمی درج نشده است. لیکن آنها به صورت فاجعه باقی می ماند.
در نهایت یکی از خونبارترین و فاجعه‌ بارترین صفحات در تاریخ جنگ قره‌باغ نابودی شهر خوجالی آذربایجان بوده است. امروز پارلمان های 16 کشور جهان و قانونگذاران 24 ایالت آمریکا نابودی خوجالی را به عنوان نسل کشی بر علیه ملت آذربایجان به رسمیت شناخته اند. فاجعه این شهر را می توان با فجایع خاتین، لیدیتسه و اورادور مقایسه نمود. در خوجالی 613 نفر شهروند عادی، منجمله 63 کودک، 106 زن و 70 سالخورده به قتل رسیده اند. 8 خانواده کاملا نابود گشته و از 27 خانواده تنها یک نفر از هر کدام سالم مانده اند. با مرور تاریخ وحشتناک خوجالی نمی توان با ریزش اشک چشمان مقابله نمود.
تمام عاملین این امر می باید همچون جانیان جنگی داغ زده شوند.
مولفین و مشارکت کنندگان این اعمال وحشیانه در اراضی آذربایجان تا این اواخر در ارمنستان در مقام های عالی دولتی قرار داشتند. لیکن در بهار امسال در جریان اغتشاشات ایروان خود ملت ارمنی آنها را به زباله ریختند.
تغییرات سیاسی در حال وقوع در ارمنستان معاصر اساس این امیدواری است که، روند مذاکرات نهایتا از حالت مرده تکان خواهد خورد و راه حل مناقشه در پای میز مذاکرت یافته خواهد شد. کشورهایمان مدت هاست نه به آشتی ضعیف فعلی بلکه به صلحی حقیقی نیازمند است. لیکن برای نیل به صلح تنها نیات نیک و سخنان خوشایند کفایت نمی کند و قدم‌های مشخص ضروریست.
خانم‌های محترم!
در نامه خود نوشته اید که، در طرف ارمنی خط جبهه و یا خط تماس حضور داشته‌اید. لیکن آیا شما اندیشیده‌اید که امروزه این خط جبهه از کجا عبور کرده است؟ این، مرز دولتی آذربایجان و ارمنستان و حتی مرز جغرافیایی ولایت خودمختار قره باغ کوهستانی هم نیست. خط جبهه از اراضی آذربایجان و منطقه‌ای که اهالی ارمنی هیچگاه در آن حضور نداشته‌اند عبور می کند. اجازه دهید سوال کنم: به اصطلاح شما "پسران زره پوشیده و سلاح به دست" - سربازان ارمنی امروز در خاک آذربایجان چه می کنند؟ چرا آنها سلاح به دست گرفته و در آغدام، فضولی، کلبه‌جر، زنگیلان و قوبادلی ایستاده‌اند؟ آنها با ده‌ها کیلومتر فاصله از زادگاهشان ارمنستان در اراضی آذربایجان چه می کنند؟ اینها سوالهای ناخوشایند و برای برخی غیر متعارف می باشد. لیکن پیش از پاسخ دادن به این سوالات نه صلح پایدار ممکن است و نه اقدام برای ایجاد صلح مثمر ثمر.
امروزه برای هر انسانی که صحیح می اندیشد روشن است: پیش از خاتمه ‌یافتن اشغال، بازگشت پناهندگان و آواره‌گان به دیار خویش و رعایت اصول اساسی حقوق بین الملل، نظام‌ مندسازی واقعی مناقشه قابل تصور نیست. مناقشه قره‌باغ کوهستانی ارمنستان-آذربایجان باید در چارچوب تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان نظام مند شود. پس از ترک قشون ارمنی از اراضی آذربایجان و بازگشت هموطنان پناهنده و بی خانمان شده به زادگاه خویش، در منطقه صلحی پایدار برقرار خواهد شد. جامعه جهانی تمامیت ارضی کشور ما و حق بازگشت پناهندگان و آورگان به خانه و کاشانه خویش را به رسمیت می شناسد و خروج بی درنگ و بی قید و شرط قشون ارمنی از اراضی اشغال شده آذربایجان را می طلبد. شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ 30 آوریل سال 1993 قطعنامه شماره 822 را در پاسخ به اشغال اراضی‌مان توسط ارمنستان صادر نموده است. در این سند نیز خروج بلافاصله نیروهای اشغال گر ارمنی از اراضی آذربایجان را می طلبد.
سپس در تاریخ 29 ژوئیه سال 1993 قطعنامه شماره 853، در تاریخ 14 اکتبر سال 1993 قطعنامه شماره 874 و در تاریخ 12 نوامبر سال 1993 قطعنامه شماره 884 صادر گردیده است. به تعبیر حقوق دانان، این اسناد دارای اعتبار حقوقی ضروری از جانب تمامی کشورهای دائمی عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد منجمله روسیه مورد حمایت قرار گرفته‌ است. بعدها مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز قطعنامه مشابهی صادر نمود. در قطعنامه‌ها و مصوبه‌های مورد قبول برخی دیگر از سازمان های ذینفوذ بین المللی منجمله، جنبش عدم تعهد، سازمان همکاری های اسلامی، مجمع پارلمانی شورای اروپا، پارلمان اروپا و غیره طی مفادی در خصوص حمایت از تمامیت ارضی آذربایجان و مطالبه حل مناقشه در چارچوب تمامیت ارضی کشورمان تثبیت گردیده است. مسیری که به صلح می برد همین است و همه ما باید این مسیر را طی کنیم.
بی شک، اقدامات نجیب در جستجوی حل مناقشه به صورت دنج به اصلاح "دیپلماسی مردمی" و ابتکارات ایجاد صلح توسط افرادی که بی تفاوت نمی باشند می تواند نقش خود را ایفا می کند. به موازات این امر، همین اقدامات می بایست قواعد قانونگذاری موجود را نیز مدنظر قرار دهد. بر اساس مکانیزم ایجاد شده طبق قانون گذاری آذربایجان که کاملا مطابق با عرف رایج بین‌المللی تدوین گردیده است در صورت اطلاع‌رسانی به موقع به نهادهای حاکمیتی و نمایندگی‌های دیپلماتیک کشورمان امکان سفر به قره باغ اشغالی وجود دارد. سفر به خاک اشغالی آذربایجان بدون اخذ مجوز از نهادهای دولتی کشورمان، دیگر نقض قوانین و بی احترامی به مرزها و حق حاکمیت آذربایجان محسوب می‌گردد. کسانی که بدون رضایت رسمی باکو به قره ‌باغ اشغالی سفر می‌نمایند در لیست اشخاص نامطلوب قرار میگیرند. این لیست را همچنین "اشخاص نامطلوب" می نامند. سفر این اشخاص به اراضی آذربایجان امکان پذیر نیست.
در عین حال نمونه های بسیاری نیز بوجود آمده است: افرادی که نام آنها در این لیست وارد شده است، منجمله اتباع روسیه با مراجعه به نهادهای دولتی آذربایجان اظهار داشته‌اند که، آنها در سفر به خاک تحت اشغال ما بدون کسب اجازه رسمی از باکو مرتکب اشتباه شده‌اند. آنها، همچنین احترام بر تمامیت ارضی آذربایجان و نیز مرزها و حق حاکمیت آن را تایید نموده‌اند. از آن پس اسامی ایشان از لیست اشخاص نامطلوب خارج گردیده و اجازه سفر به آذربایجان را یافته اند.
اطمینان دارم که، اگر شما تقاضای خود را از طریق نمایندگی دیپلماتیک کشورمان در فدراسیون روسیه به نهادهای حاکمیتی آذربایجان ارسال نمایید مسئله شما نیز به شکلی مثبت حل خواهد شد. در این صورت جهت سفر شما به آذربایجان ما آماده خواهیم بود تا هر گونه شرایط را فراهم سازیم.

اخبار مرتبط
ناشناس
۱۳۹۷/۱۱/۲۴
0
0
0

خانم علی اوا یک چیز رافراموش کرده بگوید وآن تحمیل جنگ از طرف استعمار روسیه هست.

مدیر سایت
۱۳۹۸/۰۳/۲۴
0
0
0

امان از این روس ها...!


پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید