سرمایه‌های اجتماعی در تونل‌های نومیدی

پنج شنبه / ۲۷ دی ۱۳۹۷ / ۰۸:۳۶
کد خبر: 285
گزارشگر: 1
۱۶۶
۰
۰
۰

خیلی منطقی و لازم است که شهرداری درآمدهایی پایدار داشته باشد. باید هم پذیرفت که اداره شهر بزرگی چون تهران هزینه هایی بسیار دارد...قاعدتا همین حرفهای منطقی، موجب شده است الزام شود که تهرانی ها، عوارض کسب و کار، پسماند، خودرو و...بپردازند.
اما خوب است همه آنها که روزی از مردم بودند و امروز به نمایندگی از مردم در مجلس و شوراها، حق وضع قاعده و قانون را بدست آورده اند، اندکی هم از گذشته خود یاد کنند!
دریافت عوارض برای ورود و خروج از تونل ها، البته هنوز مصوب نشده است، این را هم گفته اند که نه به بار است نه به دار(!)، اما نکته مهم، نوع تفکراتِ حاکمِ بر ما به بهشت رسیدگان است، بویژه که بنظر نمی رسد در سپهر مدیریت ایرانی، حرفهای کارشناسی، فاقد عقبه و چراغِ سبز مدیران نباشد...ضمن اینکه طرح موضوع، مسبوق به سابقه هم هست!
بر این باورم که حتی افزودن ساعات طرح ترافیک از 17 به 19 که حاصل نوآوری و خلاقیت معاون جدید ترافیک و مدیر پیشین مستعفی راه آهن، و نیز شورای شهر جدید است، نوعی تحدید ناصوابِ حقوق مردم تهران است که علیرغم همه هزینه ها و عوارضی که می پردازند، حق ترددشان را بیش از میزانی که لازم است، سلب کرده ایم...اگر نمایندگان عضو شورا، به واقع نماینده مردم بودند و وام داری شان از مردم را فراموش نمی کردند، باید مهر ابطال بر آن طرح می زدند...از آن تفکر، این ایده هم می تواند طبیعی تلقی شود!
این یادداشت، محل مناسبی برای اشاره به مباحث کارشناسی، و چالش های فنی و اجرایی چنان تصمیمی نیست، بلکه غرض یک یاد آوری و انذار است:

وجدانا درست نیست که اینگونه نومیدی و مصیبت را بر سرمردم آوار کنیم...این تفکرات نه با امید سازگار است نه با اخلاق...حتی با سیاست نیز جور در نمی آید...باهر دیدمانی که نگاه کنیم، واقعا درست نیست که بر فشار سنگین تحریم های فرود آمده بر گرده اقشار کم توانِ مردم، این نوع رنج و تعب ها را نیز آوار کنیم. شاید در زمان دیگری بتوان به راه حل های بهتر و سنجیده تری روی آورد اما امروز زمان مناسبی برای این نوع تصمیمات نیست. بعلاوه باید این را نیز

توجه نمود که مقبولیت و پذیرش قواعد اعلامی به مردم، به پیش نیازهای اعتمادساز و صادقانه از سوی نهادها نیز وابسته است.
پایان می دهم این یادداشت را با این گزاره دقیق و مورد اجماع همه صاحبان فضل و اندیشه که " برای حکمرانی خوب، باید مردم را هم نگه داشت!" حال آنکه بنظر می رسد وقتی سواره می شویم، پیاده ها را در حد لالیگا از یاد می بریم!
چقدر پسندیده و لازم است که تصمیم سازان و تصمیم گیران در هر سطح و موقعیتی، نقش خود را در نابودی سرمایه های اجتماعی و شکل دهی به عصبانیت های روزمره عامه مردم مرور نمایند و همواره ساختار و دست های آشکار یا پنهان ماورایی را برجسته ننمایند!
سرمایه اجتماعی بستر و شرط لازم برای شکل گیری حکمرانی خوب است...در زمانه مصائب پولی و مالی، این اصل را به بایگانی نفرستیم...وگرنه ضرر می کنیم حسابی!...اصلاح طلب و اصول گرا هم ندارد!...نشود داستانِ تلخ من راضی، تو راضی، ...!


پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید