اتاق بازرگانی به کدام سومی رود

پنج شنبه / ۹ اسفند ۱۳۹۷ / ۰۸:۲۰
کد خبر: 411
گزارشگر: 1
۱۷۲
۰
۰
۰

یکی از نهادهای مهم و تاثیر گذاری که در فقدان آزادی مطلقِ انتخاب در ساختِ سیاسی به نوعی جور ساحتِ سیاسی را می کشید و تبلوری بود از باور و انتخاب مردمی،اتاق بازرگانی بود که تشکل های بخش خصوصی می توانستند با اعتماد به شخصیت های شاخصی که کارنامه ی موثری از خود به جای گذاشته بودند،به آن ها رای داده و به نوعی وکیل التجار را انتخاب کرده و به پارلمان بخش خصوصی بفرستند.

این روند به موجب اهمیت همواره وجود داشته و دارد.روندی که در آن اتاق بازرگانی با تکیه بر قانون،مشاوره سه قوه ی حاکمیتی محسوب می شود و می تواند پیشنهادهای اصلاحی خود را در رابطه با مسائل اقتصادی،نتایج و آثار تصمیم ها پیش از اتخاذ و پیامدهای هر نوع رویکردی بعد از اجرا را به حاکمیت گوشزد کند و چه چیزی بهتر برای حکومت ها از یک مشاوره ی رایگان اما اثر گذار؟
این روند البته مهمترین و شاخص ترین کارکرد اتاق های بازرگانی است.اما آنچه در سال های اخیر و به طور مشخص از میانه ی دهه 80 تا ابتدای دهه 90 مشاهده شده است،رویکرد انتقادی- سیاسی و به عبارت دیگر زورآزمایی سیاسی و نق زنی در اتاق بازرگانی بوده است.
این روند آنقدر حوصله ی صاحبان رای و فعالان بخش خصوصی و تشکل های را سر برد که خلا یک اتاق پویا،شجاع و منتقد و پیشران در اقتصاد و پاسخگو و غیر سیاسی و جناحی فرصت را برای ظهور و بروز و پوست اندازی گروهی جدید در ساختمان خیابان وزرای تهران فراهم کرد.وجود چهره های کارآفرین در میان کاندیداها در سال 93 و در بحبوحه ها گفتمان نقش بخش خصوصی در اقتصاد به واسطه ی تغییر دولت،نوید آینده ای مطلوب را در اتاق بازرگانی می داد.این بهترین فرصتی بود که پاس گل تشکل ها می توانست دست کم شان و اعتبار اتاق بازرگانی افزون و جاودان کند،اما هر چه زمان گذشت و روند تعاملی دولت و بخش خصوصی و نوع رابطه این دو نهاد در مدل جدید بیشتر تعریف شد،امید ها به واسطه ی نبود تدبیرها کاهش پیدا کرد.گرچه دولت به واسطه ی وجود یکی از شخصیت های شاخص اش در راس اتاق بازرگانی،حتی هیاتی تجاری را هم به سفرهای دیپلماتیک خود می برد اما جز نوعی نمایش و پرده خوانی،چیز دیگری نبود.
اتاق بازرگانی راهبران زیادی داشت اما رهبری نداشت که در جامعه ای انفرادی و تک ساحتی ایران بتواند این تشکل را هم رهبری کند.نقد ها در نطفه خفه شد.تریبون اتاق بازرگانی که روزگاری محل نقد های دو آتیشه و پشت بندش پیشنهادات سازنده بود،به محل رپورتاژ دولت بدل شد.مدیران دولت هر آنگاه که دلشان خواست فراخور شرایط و زمان راهی اتاق های بازرگانی در خیابان وزرا و طالقانی شدند و تریبون در دست گرفته و در جمع بخش خصوصی به خود بخش خصوصی تاختند و از آرزوهای آیندگان گفتند.نبود شجاعت میان غالب فعالان بخش خصوصی،نبود شفافیت در کمیسیون های تخصصی اتاق و عدم ارائه گزارش عملکرد ماهانه یا فصلی به صاحبان کارت بازرگانی و صاحبان رای و عدم فعالیت افکار سازی مناسب در جامعه پیش و پس از بحران های رسانه ای و خبری همچون موضوع سو استفاده از کارت های بازرگانی،فساد اقتصادی در اتاق بازرگانی کار را به جایی رساند که در محافل گوش به گوش کارت بازرگانی مترادف یک نوع رانت و ویژه خواری معنی شد،کارت بازرگانی ای که روزگاری برگ زرین سپهر تجارت و اقتصاد کشور لقب گرفته بود.این همه چیزی نبود جز عملکرد خود اتاق بازرگانی.حتی ضعف عملکرد در موضوع افکار سازی آنقدر مشهود بود که برخی رفتارهای اصطلاحی در دوره جدید و نیز توجه به پیشنهادات تشکل ها و اتحادیه ها و اصناف و انجمن های بخش خصوصی در لابه ها گزارش ها و اخبار اعضای اتاق با تئوریسین های چپ گرا و لیبرال مطلوب نظر یک طیف فکری صاحب قدرت در اتاق بازرگانی،گم شد.آنقدر کیش شخصیت در دوره هشتم اتاق بازرگانی تو ذوق می زد که صدای اختلاف بر سر همین موضوعات در میان خود نمایندگان یک دست حاضر در طبقه هشتم به گوش می رسید.
رسانه ها نیز در این چهار سالی که گذشت دیگر تاب و تب گذشته را نداشتند.نبود تعامل مثبت دو طرفه ی تکاملی از سوی اتاق با رسانه های ملی و بین المللی و اکتفا کردن به حداقل ها در موضوع جایگاه سازی و افکار سازی و عدم توجه به احیای برندینگ اتاق بازرگانی در شرایطی که اقتصاد کشور هم روز به روز در بدترین شرایط تاریخ به سر می برد،دل و دماغ را از رسانه ها هم گرفت.
شکست دولت در موضوع برجام هم رویاهای اتاقی ها برای تجربه ی شرایط اقتصادی مطلوب به باد داد. بخش زیادی از بار مذاکرات اقتصادی رو در رو با کشورهای مختلف و هیات های خارجی را اتاق بازرگانی به دوش می کشید اما یکباره با ریخته شدن سیمان در قلب برجام بعد از قلب رآکتور اراک،این بار کورسوی امید در اتاق بازرگانی هم با بتن مالی کشی شد،تا تجربه ای باشد برای آیندگان و نسل های بعدی که پا به پارلمان اتاق بازرگانی می گذارند و تفکر در این که نهادها اگر هیچ نداشته باشند دست کم می توانند شخصیت نفوذگرا و موثر را حفظ کنند و میراثی بگذارند برای آیندگان نه آنکه با ندانم کاری و سیاسی بازی هر آنچه گذشتگان ساخته اند را به باد دهند.بی شک صاحبان رای در بخش خصوصی می توانند با نگاهی به عملکردها،انتخابی هوشمندانه،به دور از تعصبات و تفکرات جناحی داشته باشند و نسلی نو را روانه مدل پارلمانتاریسم از نوع بخش خصوصی کنند.این بار گرچه امید کم است،گرچه تدبیر چراغش خاموش است،گرچه مشارکت حداقلی است،با اینکه گردِ انفعال در شهر پاشیده،با اینکه کار از کار گذشته،اما هنوز،اینجا یعنی نهادِ بخش خصوصی،چراغی روشن است.


پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید