ممنوعیت یا استفاده از فرصت صادرات

پنج شنبه / ۲۲ فروردین ۱۳۹۸ / ۱۱:۵۳
کد خبر: 499
گزارشگر: 1
۱۰۳
۰
۰
۰

بر اساس نظر سنجی های صورت گرفته 80 درصد از تولید کنندگان در کشور مطالعه بازار، پیش بینی تقاضا و نیز برنامه ریزی برای تولید در مقایسه با ممنوعیت صادرات را ترجیح می دهند و دلیل اصلی کمبود عرضه را عدم انجام مطالعات صحیح برای پیش بینی ها و برنامه ریزی تولید دانسته اند.

رونق تولید ارتباط مستقیم با فروش کالا دارد و معنی و مفهوم آن این است که چنانچه مطالعه صحیح در خصوص میزان تقاضای بازار در داخل و یا خرج از کشور صورت نگیرد و بر اساس برنامه ریزی ملی، وظیفه تولید کالا و یا خدمات بین تولید کنندگان کشور تقسیم نگردد، طبیعتا تولید کننده بدون در اختیار داشتن بازار نمی تواند، تولید خود را ادامه و یا آن را رونق بخشد.
اینکه ایران علاوه بر در اختیار داشتن بازار داخلی خوب و رو به رشد، در میان بازاری با جمعیت 600 میلیون نفر و حجم واردات 1300 میلیارد دلار واقع شده است، فرصتی بزرگ است و نه تهدید.
امروز در کشورهای پیشرو موضوعی به نام کمبود کالا وجود ندارد و شرکت های تولیدی کالا و خدمات با رقابت کامل در بازار در حال حرکت هستند و منتظر هستند که یکی از رقبا میزان تولید خود را کاهش دهد تا بلافاصله سهم بازار خود را که به دلیل ضعف رقیب ایجاد شده است، افزایش دهند.
بر اساس مطالعات بازار، در حقیقت میزان مورد نیاز کالا و یا خدمات در هر کشور و نیز بازارهای هدف صادرات آن کشور، کاملا مشخص است و کشورها می دانند نیازمند چه حجمی از کالا و یا خدمات در داخل و یا نیز بازارهای صادراتی هستند، لذا برنامه تولید کشور بر اساس در هر کالا و یا خدماتی با این مطالعه بازار انجام می شود و لذا کمتر با بحران هایی از قبیل ممنوعیت مصرف و یا افزایش بی رویه قیمت بر اساس افزایش تقاضا رو به رو می شوند.
اما در کشور ما متاسفانه در این حوزه مطالعات به درستی صورت نمی گیرد، این موضوع یکی از وظایف مهم اتحادیه ها، تشکل ها و انجمن های صنفی است که باید برای اعضاء خود میزان تقاضا در سال را در کشور و نیز در بازارهای صادراتی مشخص کنند و اعضاء، که همان تولید کنندگان آن محصول و یا خدمات هستند، بر اساس میزان تقاضا تولید خود را برنامه ریزی می کنند، لذا هیچگاه دچار کمبود کالا و به دنبال آن شکل گیری اقتصاد دستوری نیستند.
وظیفه مطالعات بازار بر عهده کیست؟
در کشورهای پیشرو، اتحادیه ها، تشکل ها، انجمن های صنفی وظیفه اصلی مطالعات و برنامه ریزی تولید برای اعضاء خود را بر عهده دارند و باید با استفاده از الگوهای صحیح و استفاده از مشاورین ذیصلاح، امور مطالعه بازار و نیز برنامه ریزی تولید را برای اعضاء خود انجام دهند. اینکه میزان تولید بر اساس پیش بینی تقاضا بین اعضاء توزیع گردد و از توانمندی های اعضاء برای تامین تقاضای کالا استفاده گردد، در حقیقت می تواند باعث رونق تولید، توسعه اشتغال و جلوگیری از تکانه هایی باشد که باعث به هم خوردن وضعیت عرضه و تقاضا می گردد.
طبیعی است چنانچه این مطالعه بازار به درستی صورت گیرد، می تواند تسهیلات، حمایت ها، معافیت ها، مشوق ها و نیز مقررات را بر اساس وضعیت آتی به صورتی کاملا هدفمند، ایجاد نماید.
در یک مطالعه بازار به طور کلی باید به سوالات زیر پاسخ داد:
- این که در سال مردم در کشور ما به چه میزان کالا نیاز دارند؟
- روند رشد این مصرف در سال برای کشور ما چقدر است؟
- تغییر رفتار مصرفی مردم چگونه است؟
- چه کالاهایی در سبد خانوار در حال حذف شدن و چه کالاهایی در حال اضافه شدن است؟
- نرخ ارز چه تاثیری در رشد و یا کاهش مصرف دارد؟
- بازارهای صادراتی چه میزان تقاضا دارند؟
- آهنگ رشد مصرف در بازارهای صادراتی چگونه است؟
- مزیت های رقابتی ما در مقایسه با رقبا در بازارهای هدف چیست؟
در تعداد قابل توجهی از اتحادیه های صنفی، انجمن ها، کانون ها و ... شاهد هستیم که متاسفانه به دلیل حضور مدیران بازنشسته دولتی در سمت های اجرایی و یا قامت دبیرکل، این نهاد ها نتوانسته اند به صورت چابک برنامه ای پرحجم و تاثیرگذار را در راستای منافع اعضاء خود به مرحله اجراء درآورند.
عمدتا دچار روزمرگی شده اند و نمی توانند برنامه های عملیاتی برای خود تنظیم نمایند و در صورتی که این برنامه های عملیاتی توسط دلسوزان برای آنها تهیه شود، نمی توانند این برنامه ها را اجرایی نمایند.
امروز برنامه ریزی اقتصادی برای اعضاء در تشکل ها باید مورد توجه جدی قرار گیرد، در حقیقت این، انجمن های صنفی هستند که می توانند بر اساس برنامه ریزی، نسبت به تامین منافع اعضاء خود در اقتصاد کشور بکوشند.


پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید