شنبه / ۳۱ فروردین ۱۳۹۸ / ۱۳:۳۳
کد خبر: 528
گزارشگر: 1
۲۱۰
۰
۰
۰

از بوتفلیقه تا عمر البشر

حسن فتحی در حالی که چشم ها به کاراکاس و سرنوشت مادورو و تقابل سیاسی و مشروعیت حکومت های "نیکلاس مادورو" و "خوان گوایدو" دوخته شده بود به یکباره در شمال افریقا اعتراض مردم به دو رییس جمهور مادام العمرو ادامه حکومت انها، سبب کناره گیری کسانی شد که دهه ها بر سودان و الجزایر حکومت کرده بودند . اگرچه تفاوت بسیاری میان شیوه کناره گیری عبدالعزیز بوتفلیقه رییس جمهور الجزایر با برکناری ژنرال عمر البشیر وجود دارد

اما آنچه در این میان اهمیت دارد قدرت مردم است که باردیگر این واقعیت را آشکار ساخت که می تواند هم چون سیل هر مانعی را از سر راه برداشته و کنار بزند.
با وجود این که وضعیت الجزایر در دوران عبدالعزیز بوتفلیقه تفاوت اساسی با شرایط سودان در زمان ژنرال عمرالبشیر دارد اما آنچه اهمیت دارد این مساله است که آینده در این دو کشور چگونه خواهد بود؟

تجربه نشان داده که در هر دو کشور از ابتدای استقلال، قدرت عمدتا در دست ارتش و احزاب و گروه های دولتی بوده و مردم نقش چندانی در شکل گیری دولت ها و حکومت ها نداشته اند خصوصا در سودان که به دلیل جنگ داخلی و فقر و نداری ، مردم با مشکلات بسیاری دست به گریبان هستند که به نطر نمی رسد یک دولت نظامی قادر به حل آنها باشد.

در الجزایر طبق قانون اساسی، قدرت به رییس مجلس سپرده شد تا پس از 90 روز اقدام به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری کند اما در سودان که ارتش با برکناری ژنرال عمر البشیر قدرت را در دست گرفته در بیانیه ای که توسط فرمانده نظامی کودتا قرائت شد چگونگی انتقال قدرت در ابهام قرار داشته وبیم آن می رود ژنرال عمر البشیر دیگری به قدرت رسیده و فقط شاهد جابجایی مهره ها و چهره ها باشیم.

با وجود این که روند تحولات در الجزایر و سودان متفاوت بود اما در الجزایر با آرامش و تعامل بیشتری همراه بود که در سایه همین تعامل و همراهی ارتش با مردم ، این کشور شاهد خونریزی و بر خوردهای خشونت بار وقهرآمیز نبود در حالی که در سودان از آنجا که حکومت استبدادی ژنرال عمر البشیر متکی به سرکوب ملت و برخوردهای آمرانه و خشن بود دولت نظامی سعی کرد با سرنیزه و گلوله ،مردم را آرام سازد ولی در تحقق اهداف و خواسته های خود ناکام مانده و در نهایت نظامیان با کودتا ضمن برکناری ژنرال عمر البشیر ، قدرت را در دست گرفته و سعی در استقرار نظم و آرامش کردند. ولی در الجزایر طبق روند قانونی ، انتقال قدرت بدون تنش صورت گرفت در حالی که در سودان شورای نظامی اولیه روشی را در پیش گرفت که نتوانست رضایت توده ها را جلب کند به همین دلیل با کناره گیری وزیر دفاع و رییس شورای نظامی،قدرت به نظامیانی سپرده شد که سعی کرده اند راه تعامل و همراهی را با مردم پیش بگیرند.

الجزایر و سودان دو کشوری هستند که سال ها تحت سلطه استعمار قرار داشتند . الجزایر بخشی از فرانسه بشمار می رفت که در سال 1962 پس از انقلابی خونین توانست به استقلال دست یابد ولی از همان زمان جبهه آزادیبخش ملی که نقش به سزایی در پیروزی انقلاب داشت با کمک ارتش در راس قدرت قرا ر داشت اما در سال 1965 دست به کودتای نظامی زده و احمد بن بلا رییس جمهور را بر کنار کرده و قدرت را به هواری بومدین سپرد که وزارت دفاع را در اختیار داشت. بومدین تا سال 1979 قدرت را در دست داشت ولی پس از مرگش ، شاذلی بن جدید به ریاست جمهوری رسید. در تمامی این سال ها قدرت در دست ارتش و جبهه آزادیبخش بود . د ر دوران شاذلی بن جدید پس از شورش و اعتراض مردم به گرانی ، دولت راه اصلاحات را در پیش گرفت که شکل گیری احزاب جدید و غیر دولتی و آزادی احمد بن بلا رییس جمهور پیشین از زندان خانگی از آن جمله بود. ولی قدرت گرفتن تدریجی جبهه نجات اسلامی که مدنی و بلحاج در راس آن قرار داشتند و اقدامات افراطی سلفی ها به رویارویی ارتش با آنها انجامید که به برکناری شاذلی بن جدید در سال 1992، سرکوب سلفی ها و جبهه نجات و روی کار آمدن مجدد ارتش و جبهه آزادیبخش منجر شد. پس از آن شاهد یک دوره تقابل خونین با گروه های اسلامی در الجزایر بودیم که هزاران کشته برجای گذارد تا این که در سال 1999 عبدالعزیز بوتفلیقه که در زمان هواری بومدین وزیر امور خارجه بوده وپس از او به تبعیدی ناخواسته رفته بود با شعار آشتی ملی قدرت را در دست گرفت. بوتفلیقه توانست کشور را بازسازی کرده و آرامش را به الجزایر بازگرداند. اما بیماری و کهولت دست به دست هم داده و او را که ویلچر نشین شده بود به ابزاری در دست اطرافیان تبدیل کرد لذا زمانی که اعلام شد قرار است باردیگر خود را نامزد ریاست جمهوری کند مردم به خیابان ها ریخته و خواستار کناره گیری او از قدرت شدند در نهایت نیز او به خواسته مردم تن داده وطبق قانون اساسی قدرت را به رییس پارلمان تفویض کرد تا زمینه یک انتخابات مردمی فراهم شود.

این روند در سودان متفاوت بود اگرچه شباهت هایی هم میان این دو کشور وجود داشت. سودان بر خلاف الجزایر که مستعمره فرانسه بود تحت سلطه بریتانیا و تا حدودی مصر قرار داشت .سودان در سال 1956 به استقلال دست یافت اما در سال 1958 با اولین کودتای نظامی همراه بود .سودان به معنی سرزمین سیاهان است و فقط از سال 1972 تا سال 1983 شاهد آرامش بوده است در بقیه سال ها شاهد جنگ با جنوبی های مسیحی و حکومت نظامیان بوده است.

با کودتای جعفر نمیری در سال 1969 سودان نیز هم چون الجزایر به مصر و عبدالناصر گرایش یافته و با ناصریسم همراه گردید. در این سال ها کشورهای عربی که عمدتا دارای حکومت های نظامی بودند علاوه بر گرایش به ناصر و مصر، سیاست سوسیالیستی و تمایل به شوروی را پیش گرفته بودند . سرهنگ جعفر نمیری که به استبداد و سرکوب مخالفان گرایش یافته بود در نهایت در سال 1985 باکودتای نظامی ژنرال سوارالذهب سر نگون شد. در تمامی سال هایی که سودان با کودتاها و حکومت های نظامی مواجه بوده فقط ژنرال سوارالذهب به وعده خود عمل کرده و قدرت را پس از یک سال به غیر نظامیان سپرد در این راستا حزب الامه به رهبری صادق المهدی با پیروزی در انتخابات ، به قدر ت می رسد تا این که در سال 1989 باردیگر نظامیان، کودتا کرده و ژنرال عمر البشیربا برکناری دولت غیر نظامیان قدرت را در دست می گیرد .

در دوران حکومت ژنرال عمر البشیر علاوه بر جنگ با مسیحیان جنوب که عاقبت در سال 2011 به جدایی و استقللال جنوب سودان منجر می شود شاهد جنگ و در گیری درمنطقه دارفور بودیم که همین مساله سبب می شود ژنرال عمرالبشیر از سوی دادگاه بین المللی لاهه به عنوان جنایتکار جنگی شناخته شود.

امروزه نه خبری از ناصریسم است و نه شوروی و سوسیالیسم روسی. اما در این کشورها هنوز هم ارتش قدرت را در دست دارد. بهار عربی سبب بروز تغییراتی در کشورهای عربی گردیده و تعدادی از نظامان را ازقدرت به زیر کشید بطوری که قذافی در لیبی، بن علی در تونس، علی عبدالله صالح در یمن،مبارک در مصر و امروزه بوتفلیقه در الجزایر و عمر البشیر در سودان از قدرت برکنار می شوند. اما سوال این است که آیا این جابجایی ها توانسته خواسته های مردم را محقق گردانده و آنها را به خواسته هایشان برساند یا این که جنگ و ناآرامی راه را برای قدرت گرفتن مجدد نظامیان هموار کرده است؟

در مصر ژنرال السیسی با کنار زدن اخوان المسلمین و سلفی ها و اولین رییس جمهور غیر نظامی این کشور قدرت را در دست می گیرد. در لیبی رقابت مصر و عربستان با قطرو ترکیه سبب بروز جنگ داخلی شده و ناآرامی استمرار می یابد.در یمن جنگ نیابتی حوثی ها با دولتی ها سبب تشدید جنگ داخلی گردیده که عاقبت آن مشخص نیست. هم چنین در سوریه با وجود استمرار رزیم بعثی و ادامه حکومت بشار اسد شرایط چندان مساعد نیست و ویرانی ودخالت همسایه ها و دیگران اوضاع را نامشخص کرده است . در این شرایط به نظر می رسد اوضاع فقط در تونس روبراه است که همه احزاب و گروه ها قواعد بازی را رعایت کرده و به قانون تن داده اند. حال سودان و الجزایر هم روند تغییر سران و حکومت هارا در پیش گرفته اند. روندی که می تواند هم سبب تقویت مردم سالاری و حکومت غیر نظامیان شود هم قادر است استمرار حکومت نظامیان را در پی داشته باشد در هر حال باید این واقعیت را پذیرفت که دوران ژنرال عمرالبشیر در سودان و بوتفلیقه در الجزایر به پایان رسیده و عصر جدیدی در این دو کشور عربی آغاز شده است. دو کشوری که هم دارای شباهت هایی با هم هستند و هم این که روش های متفاوتی را در این سال ها در پیش گرفته اند. به همین دلیل باید در انتظار آینده ماند تا مشخص شود که آیا دولت ها و حکومت های موقت به وعده های خود عمل خواهند کرد یا این که باردیگر مردم به خیابان ها ریخته وخواستار تغییر خواهند شد؟

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید