مسعودخوشابی

اندر حکایت مور و پای ملخ

چهارشنبه / ۸ خرداد ۱۳۹۸ / ۱۶:۰۷
کد خبر: 687
گزارشگر: 49
۷۵
۰
۰
۰
روزنامه جوان (7/3/98) آمار افزایش قیمت ها را در فروردین ماه سال جاری نسبت به فروردین سال گذشته ، از قول اتاق بازرگانی تهران بشرح زیر منتشر کرد :

 

1-بهای هر سکه ی طرح جدید از 8/1 میلیون تومان به 8/4 میلیون تومان ، افزایش 170 
درصد.
2-دلار از 5 هزار به 13هزار و پانصد، افزایش 170درصد .
3-یورواز 6هزاربه 15 هزار ،افزایش 152در صد .
4-میانگین افزایش بهای هرمتر مربع مسکن در تهران103درصد.
5- میانگین افزایش بهای کالاهاو خدمات  مصرفی در کشور 51درصد.

 

این کلمات به ظاهر کم حجم و سبک به نظر می آیند ولی وقتی وارد زندگی واقعی می شوند پر حجم و ثقیل می شوند . پرحجم به این معنی که تمامی فضای ذهنی حقوق بگیر را به خود معطوف می کند و ثقیل به این معنی که اورا زمین گیر و فلج می کند ! 
انسان تنها موجود کره ی خاکی است که نه از روی غریزه بلکه آگاهانه وناظر به مقصود در باره ی آینده ی خویش می اندیشد و طبیعی است اخبار کوتاه منعکس در 5 سطر فوق همگی تصاویر گویای آینده ی کوتاه مدت ، میان مدت و دراز مدت او را تیره وتار می سازد .

 

حداقل 14میلیون کارگر و تعداد متنابهی حقوق بگیر در بیم و هراسی متزاید بسر می برند واز این که کاسه ی "چه کنم؟"،" چه کنم ؟" شان لبریز شده است در تنگنا قرار دارند .
همه می دانند معانی افزایش بهای 150الی200در صدی سکه وارز چیست ، معنای بیش از دو برابر شدن بهای مسکن در تهران چیست؟
برای نشان دادن صلات ظهر به مردم نیاز به ساعت شماطه دار نیست !

 

کسی لازم نیست پا از خانه فراتر بگذارد تا لحظه به لحظه با افزایش نجومی قیمت ها روبرو شود یا با خیل کالاهای تقلبی که فت و فراوان توسط عناصر پرشمار سود جو و ضد مردم درهر کوی وبرزن عرضه می شود و حتی حرمت ایام را نگه نمی دارند روبرو شود ، طعم تلخ نیازمندی در نگاه هر کودک وابسته به خانواده ی حقوق بگیرموج می زند .
زندگی شهری با خودش ملزومات خاص خودش را می آورد ویک پای این ملزومات مصرف کالاهای نسبتاً پردوام است ، کالاهائی که هستی شان وابسته به ارزش ارز در بازارهای آزاد است . 

 

غصه های مان کم بود حالا باید در فکر این هم باشیم اگر موتورکولر یا یخچالم بسوزه چه کنیم ، اگر صاحب خانه قراردادم را تمدید نکند چه کنم ، اگر فرزندم به معلم خصوصی نیاز داشت چه کنم ، اگرـ نعوذ بالله ـ یکی از افراد خانواده ام به بیماری خاصی مبتلا شد چه کنم اگر... اگر ...اگر...این اگرها ذهن را می آَشوبد و زبان مدعی را کوتاه می کند که در بوق وکرنا می کند که هر ایرانی بطور متوسط صرفاً 11 دقیقه کار مفید انجام می دهد !
با فکر و روح وروان خراب یازده دقیقه کار مفید انجام دادن هم هنر است !
از مردم نمی توان انتظار داشت در این اوضاع وامصیبتا عصبی نباشند و صفحات پر خواننده ی حوادث روز به روز به رغم اعمال نظر ها به غنای [!!!]بیشتر نائل نگردند ، زیرا از قدیم و ندیم گفته اند : " برد هر کسی بار در خورد زور ....!" 
 
اخبار مرتبط

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید