سه شنبه / ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ / ۲۰:۴۷
کد خبر: 958
گزارشگر: 49
۱۴۸
۰
۰
۰

هنر اقتصاد ، جلب حمایت مردم !

میدانیم مصرف آب سالیانه در کشور ما 90 تا 100 میلیارد متر مکعب است .اگر این مصرف به میزان 40 تا 50 میلیارد متر مکعب در سال می رسید ، به لحاظ حفظ محیط زیست و پایداری منابع طبیعی که حفظ امانت داری نسبت به طبیعت و نسل های آتی است ، رعایت می شد...
 میدانیم مصرف آب سالیانه در کشور ما 90 تا 100 میلیارد متر مکعب است .اگر این مصرف به میزان 40 تا 50 میلیارد متر مکعب در سال می رسید ، به لحاظ حفظ محیط زیست و پایداری منابع طبیعی که حفظ امانت داری نسبت به طبیعت و نسل های آتی است ، رعایت می شد.
  همچنین می دانیم در طول 4سال گذشته 2هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری انجام شده برای رفع بحران پیک 200 ساعته ی مصرف برق در تابستان که گفته می شود  در مابقی ایام سال  این سرمایه گذاری استفاده وبازدهی ای  ندارد ! 
   فراموش نکنیم وزیر نیروی دولت یازدهم دائم از دست تنگی وزارت خانه ی تحت الامر خود که قادر نبود تاسیسات جدید بسازد ویا مطالبات کلان بخش خصوصی و بانک ها را بپردازد، گله مند و شاکی بود .
   بدیهی است این گونه مسائل در سراسر دنیا وجود داشته و برای تک به تک آنها هزاران راه حقوقی وفنی ( که سهم یا حق برداشت از منابع  را تعریف و مشخص می کند )، اقتصادی ( نرخ گذاری ) و به ویژه فرهنگی ( که  مواکداً از "سازمان های مردم نهاد" سود می جویند وآموزش صرفه جوئی را از دوران کودکی پیشه می کنند )  وجود دارد .
 سوال این است چرا حکمرانان اقتصادی برای رفع این معضلات که در آینده بحران های حاد اجتماعی تولید می کنند اقدام نمی کنند ؟
        چرا سیاست وزارت نیرو ، تمکین در مقابل تقاضا است ونه مدیریت آن ؟                            
        چرا "سازمان یرنامه وبودجه" ومجلس مخالف روز آمد کردن بهای آّب وبرق هستند؟
   چرا معلوم نیست سود هنگفت  پروژه هائی که رسالت تامین آب شیرین وشرب از دریاها و رودخانه ها را دارند به چه میزان است واین پروژه ها از نظر آسیب رسانی شان به محیط زیست چقدرمخرب هستند ؟
 دلیل اصلی این فاجعه ی ملی این است که بین حکمرانان اقتصادی و اکثریت مردم فضای تعامل وجود ندارد !
 حکمرانان اقتصادی در موقعیتی نیستند که بتوانند مردم را متقاعد کنند که به دلخواه خویش گام هائی موثر برای حفظ وضعیت آیندگانشان بردارند . ندانم کاری ها و خیل عظیم پرسش های بی پاسخ به مردم در حدی است که فضای بحث و اقناع به میزان غیر قابل قبولی تنزل پیدا کرده است ولذا حکمرانان اقتصادی اساساً وارد این گفتمان ها نمی شوند .
    میزان قاچاق کالا وارز ، اختلاس، ارتشاء وانواع مفسده های اقتصادی به حدی است که مردم به شدت طلبکار شده اند و از طلبکاران نمی توان این چشمداشت را داشت که بیش از این دل به آینده خوش کنند ! 
  گمانه ی دیگری نیز در کار است ؛ حکمرانان اقتصادی در شرایط بحرانی فعلی اساساً تمایلی ندارند که باب حساب و کتاب  پس کشیدن از آنان باز شود . به ندرت کسی در ج.ا.ا.میداند "قیمت تمام شده "ی یک متر مکعب اب قابل شرب ؛ یک کیلو وات برق شهری ؛ یک لیتر بنزین و ... چقدر است ، زیرا بابیان هرکدام از آن ها کلی سوال در اذهان ایجاد می شود که چه بسا حکمرانان اقتصادی را چندان وقت پاسخگوئی نباشد .
 دولت هفتم و هشتم بر آن بود با ایجاد و ترویج جامعه ی مدنی فضای تعامل و گفتمان واقعی بین حکام و مردم فراهم گردد ؛ اگر تیر آنان به هدف خورده بود با گذشت قریب دو دهه از آن موقعیت تاریخی  طبعاً ما هم اکنون از این گونه معضلات نداشتیم و جامعه در بستر تقابل و تضارب آراء به بلوغ قابل قبولی دست می یافت ؛ اما ، ... آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت ! 
 
مسعود خوشابی
پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید