شیرین نوری

عدم شفافیت اقتصاد سیاسی در ایران

سه شنبه / ۸ مرداد ۱۳۹۸ / ۱۹:۱۶
کد خبر: 905
گزارشگر: 49
۱۰۵
۰
۰
۰
توسعه یکی از مهمترین خواسته های جوامع مدرن است که صورتهای مختلفی از اوضاع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را ترسیم می نماید  و بعبارت دیگر توسعه اجتماعی-اقتصادی و سیاسی نه تنها وابسته به یکدیگرند بلکه مکمل هم نیز هستند.
اینکه بسیاری از کشورهای توسعه یافته توانسته اند  با بررسی موانع و چالش های موجود در توسعه بین المللی حوزه هایی چون اقتصاد و سیاست، مسیر توسعه را در این زمینه ها هموار نمایند و دیپلماسی سیاسی خود را بر اساس منافع اقتصادی و تجارت بین الملل خود پایه ریزی کنند و در این زمینه نیز موفق بوده اند نشان می دهد که بگفته دکتر سریع القلم اقتصاد زیر بنای نظم بین الملل می باشد 
اما واقعا چرا ایران نتوانسته است در طول این سالها مسیر توسعه بین المللی را در همه حوزه ها و بخصوص حوزه های اقتصادی و سیاسی، هموار نماید؟
چرا پس از انقلاب اسلامی در طول تمام این سالها این سیاست بوده است که بر اقتصاد اولویت داشته و دیپلماسی سیاسی اجازه داده است که با کدام یک از کشورها مراوده و تجارت بین الملل داشته باشیم؟
و از همه مهمتر به چه دلیل تمامی دولتها در طول این سالها با تکیه کردن به منابع طبیعی و خدادادی از جمله نفت تاکنون توانسته اند بودجه اداره کشور را تدوین نمایند و از پس هزینه های مختلف کشور بر آیند؟
آیا تیوریسین ها و دیپلماتهای کشور با مفهوم اقتصاد سیاسی بین الملل آشنایی دارند؟
و آیا دلیل عدم پیشرفت در طول این سالها فقط و فقط بدلیل دشمنی با آمریکا و تحریمها می باشد؟
آیا غیر از این است که همواره کشمکش و ایجاد فضای چند قطبی در کشور باعث شده است که همواره شرایط اقتصادی کشور بحرانی باشد؟
آیا غیر از این است که می بایست طبق سند چشم انداز بیست ساله که از سال 1384 اغاز شده است ، اقتصاد ایران باید از رشد سالانه 8 درصد برخوردار باشد و در سال 1404باید از لحاظ درامد سرانه و تولید ناخالص ملی از کشورهای اول منطقه اسیای جنوب غربی باشد!
و مردم ایران می بایست در سال ١٤٠٤ به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقهٔ آسیای جنوب غربی که شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه می باشد با و رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل دست یابند!
آیا در واقعیت غیر از این است که بجای تولید علم اکثر نخبگان کشور از ایران مهاحرت نموده اند و جهت استفاده حداکثر رفاه اجتماعی فرار را بر قرار ترجیح داده اند!
آیا در واقعیت غیر از این است که مردم در طول این سالها انتظار داشته اند که با پرداخت مالیات از رفاه اجتماعی مدنی برخوردار باشند در حالی که حداکثر رفاه اجتماعی تنها برای آقازادگان و دولتمردان و سیاسیون و خانواده های آنها معنی شده است و بس!
آیا غیر از این است که بگفته بسیاری از اساتید اهل اقتصاد ، امروز با تمام فشارهای اقتصادی - سیاسی خارجی، آنچه در سطح کشور مشاهده و هر روز نقل محافل رسانه ها می شود این است که نیروهای سیاسی داخلی دائما به اقتصاد کشور شوک وارد می کنند و عملا به جای رقابت سیاسی، به دنبال نابودی رقیب، از جمله بدنه دولت، هستند، نیروهایی که گویی از آسیب دیدن اقتصاد و دوری ایران از توسعه اقتصادی ابایی ندارند و فقط در صدد حذف رقیب هستند و منافع ملی برای آنها اهمیت چندانی ندارد. 
سخن آخر اینکه وقتی اعضای یک خانواده یا یک کشور با یکدیگر و دیگران مشکل داشته باشند و دائما در حال درگیری باشند، طبیعی است که فرصت مناسبی برای توسعه و رشد اقتصادی و ارتقاء سطح رفاه به وجود نخواهد آمد و ایران نیز همانند دیگر کشورهای جهان به تعامل مثبت و سازنده بین المللی نیازمند است تا بتواند سریع تر و صحیح تر به توسعه اقتصادی که زیربنای همه جنبه های توسعه است، دست یابد، بویژه برقراری ارتباط با کشورهای دارای تکنولوژی پیشرفته از شروط مهم توسعه ی اقتصادی است و به همین جهت تصمیم سازان کشور باید در جهت رفع موانع بهبود روابط بین المللی تلاش کنند.
 

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید